ویرگول
ورودثبت نام
مجتبی حیدری(شنتیا)
مجتبی حیدری(شنتیا)
خواندن ۱ دقیقه·۸ روز پیش

زلالین دل

دلی دارم که چون چشمه زلال است
پیاپی با دورنگی در جدال است
نباشد و یاور و یارم که تنها
هوادارم صفات ذوالجلال است
اگر قسمم مقدر گشته از پیش
خیالم راحت از مال و منال است
قناعت پیشه کردم اندر این راه
قوی سرپنجه ام رزقم حلال است
یک ارتش دشمن اَر زخمم بخواهد
پناهم تا خدا باشد محال است
کشیده اهرمن گر خنجر از پشت
به آهن نسبت خنجر سفال است
بکوبم پشت او صد بار بر خاک
اگرچه رستم است فرزند زال است
به لب دارم مداوم ذکر الله
که نامش نقطه های اتصال است
هزاران بار جان تقدیم او باد
که جانانم خدای متعال است
الا ای اهل العالم حرف اصلا
نصیحت نه که شاید قیل و قال است
بدان قدر نفس از پشت هر دم
که برگشتش فقط یک احتمال است
زراعت کن نهال لطف بنشان
عداوت میوه اش نارس و کال است
مکن آزار مظلومان الف قد
قیامت قامتت مانند دال است
یقینا بهره و سودش نباشد
هرآنکس در امورش اختلال است
عدالت خو به درگاهش عزیز است
که واقف به عدل و اعتدال است
ندارد بنده از درگاه منان
تقاضایی که خواهانش مجال است
نیازش بخشش و آمرزش اوست
هرآن خاطی که رویش چون ذغال است
دو چشمم منتَظر چشم انتظار است
به ما دوری تو تنها ملال است
اگر شمع می سوزد تو بازآ
که پروانه محیای وصال است

مجتبی حیدری🌹

منم آن مست سراپا همه آشوب و خراب و تو آن وسوسه انگیزترین نوع شراب
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید