جمعه
برای پرواز آماده ام
و دنیا را برای لحظه ای
تنها میگذارم
امان از ماندن بی پروا نیست
دوست داشتیم
زیر درخت تنهایی همدیگر
را ببینیم
چه زیبا بود
صلح و جنگی که با نام
مهربانی تمام می شد
امروز داشتم قبل از این شعر
زیر انداز ماشین را جمع می کردم