کج شدیم
مدادی ما را نوشت
انقدر نوشتیم
معلم گفت تو باید مبصر کلاس بشوی
چوب به خنده گریست
از کلاس پرت شدیم بیرون
مدیر یادمان داد
دست در جیب هیچکی نکنیم
ان هم با داد زدن
الان که داشتم این نوشته را می نوشتم
در سیرکی رفتم
که نیاز به دلقک داشت
بنویس
ختم هر نوشته
شروع و پایانش راباید
با تفکر تمام کرد