ویرگول
ورودثبت نام
هیچ
هیچمرد متاهلی هستم از تبار حرفها های ناگفته
هیچ
هیچ
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

شششششش

شعر

خستگی را

نمی شناسد

شعر

گلوی

بیدار

آدمیت

است

شعر

جوخه

پر اواز

ترانه هاست

شعر

کتاب

باز نشده

تکرار

است

شعر

چهره

تلخ و شیرین

شاعر

است

شعر

تنور

داغ

نانوایی ست

شعر

قفس

باز نشده

پرنده

بود

شعر

موسیقی

بهشت

گمشده ست

شعر

لانه

پرندگان

است

شعر

تا خدا

شاعر

می ماند

شعر

شاعرش

را

شهید

می کند

شعر

جلاد

نیست

شعر

امد و رفتن

ندارد

همیشه

هست

شعر

چمدان

شاعر

است

شعر

تخیل

پرهیاهوی

پادشاهان

است

شعر تا

شاعر نگوید

تمام

نمی شود

شعر

طلسم

شکسته شده

جادوست

شعر

هر کجا باشد

شاعر

است

شعر

تولد

شاعر

است

شعر

و

شاعر

را نمی شود

تعریف کرد

چون

به هر نام

مغرور

می شود

شعر

خدا

شعر

۰
۰
هیچ
هیچ
مرد متاهلی هستم از تبار حرفها های ناگفته
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید