یک بار برای همیشه
دهانت را در محبت کم نکن
از وجودت بگذر
هر آنچه داری و هست
در روستایی که بوی قدم های قدیم می دهد
جاری باش
زمان را در زمان شکار کن
هرگاه از گندم های سبزو زرد شده
عبور کردی
همانجا بوسه ای از لبانت را
در ارامش خاطرات سهیم یدار
چه زیباست نگاهی از پرواز شدن
بر بوته ناز روزگار
بیا و بدان و ببین
چگونه خواهی شد
در طهارتی به نام پاکی
همیشه به یادت
خواهند بود