از اینه درون روزی پرسید اینجا چگونه کشف نمودند روزنه ای را اشاره کرد دیدم نور از ان بیرون می اید انسان به خود امد
چگونه دیدن را تجربه کند
به زمان عقب گرد کردم فهمیدم انسان های نخستین با دست هایشان برای رسیدن به معنای زیستن غار برای خودشان پیدا کرده و نیازشان را با نقشه نگاری ها بر روی دیوارهای سنگی
اشکارا و به جنگل و اتش، و اب اشنا و زندگی را با همزیستی در کنار هم به نمایش گذاشتند
حالا از جوهره ذات بپرس قلم چگونه در افرینگاه بشر نشان افرین شد اگر نیاز راهی برای شکوفایی معجزه انگیز کلمات
نمی دید چگونه میتوانست کلمات را جدا جدا شده در همدیگه به ادراک و فهم شعور مان می رساند حمکت در هر کجای دیده بخواهد خود نمایی کند فرشته ای هست تا در این معجزه خودش را به جهان نشان دهد
دوست دارم بنویسم انسان باشم اول در هر شروعی باید از خود اغاز کنید در هر جمعی حرکت را به دانایی دیدن برسانید
انگاه که اهنگ زیستن طبیعت اسمان و دریا و حتی زمین را برایت به نمایش گذاشت شعورانه نیت دیدن را به دیدار دعوتش نماااا این اهنگ زندگی ست تا در ارامش بال هایت را در پرواز نمایان و اشکارا می نماید
حال که این چند کلمه را برایتان نوشتیم خلاقانه بگو که در هیچ یودن همان نقطه ای از ذهن کافی باشد انقدر دست و پای در عالم خواهی زد که دیگران با هم به اهنگ هر حرکتی اغاز و پایان را تجربه میکنند
خلقت آدم
تا جیغ زدن کلاغ
در باغی به نام جنت
تسبیح ذکر مان می شود
اگاهانه برگ سبز درختان را مبرای وجود
میکنیم
تا حوا به نذر و نیاز
گریه را از شوق بگیرد
و خدای را به ببخش
ندا کنند
به اخر رسیدم هر چه را دیدید قشنگ و زیبا بببنید و بخوانیدش، بگویید که اول راه قدم به عرصه عالم پای و دست نهادید
باشکوه باشید
مرسی 🩷