همچنان در حال ساختن...
به آینده فکر نمیکنم، به گذشته هم...
فقط در حال بهبود بخشیدن به خودم در زمان اکنون هستم.
شاید اگر در زمانی با ثبات بیشتری و در زمانی بدون این همه غم و اندوه بودیم، سرعتم چند برابر حالا میبود. اما حالا و در این شرایط هم حرکت حلزونوارم بهتر از بیحرکتیست...
غبطه میخورم به آنان که جرات و جسارت دارند، آنان که در ناامنی تمام فریاد عدالتخواهی برآورده و از همه چیز خود گذشتهاند. آنان که نمیگذارند عادیسازی سازمان یافته به ثمر بنشیند. از خودم شرم دارم و شجاعت آنان را میستایم. سرتان سلامت.
داستان کوتاهی در داستان سووشون خواندم که بسیار از خواندنش لذت بردم. متنش کمی طولانی بود و در نتیجه هم نتوانستم پیدایش کنم. تایپ کردنش هم کمی زمان میبرد. اما اگر کتاب را در دسترس دارید بخش ۱۹ را یکبار دیگر بخوانید. شاید یادآوریاش به مذاق شما هم خوش نشست.
بیش از اینم حوصلهای نیست...