سبا بابائی·۱ ساعت پیشحافظجزوهی جامعهشناسی و کتابم را میبندم. میروم سمت کتابخانهی کوچکم، کتاب کوچک حافظم را که خانم سین بهم هدیه داده است، برمیدارم... چندی در…
سبا بابائیدرروزنه ی نور·۴ ساعت پیشزندگی رو رها نکنید این تنها چیزیه که داریمهمینطوری چون متوجه شدم اگه تصویر اسکیرین شات باشه آپلود میشه... کتابهام رو چیدم جلوم که شروع کنم به درس خوندن. اما باز هم اینجام و نمیتون…
سبا بابائیدرروزنه ی نور·۶ ساعت پیشزشت و زیبایک روز زیبایی و زشتی در ساحل دریا به هم رسيدند. به همدیگر گفتند: "برویم دریا آبتنی کنیم."آنگاه لباس از تن درآوردند و در آب شنا کردند. پس ا…
سبا بابائیدرروزنه ی نور·۱۶ ساعت پیشنخواهم گذاشت ناامیدی بر من غلبه کند...دیشب مادر و خواهر کوچک آمدند. امروز هم خانم "سین" و آقای "ح" آمده بودند. شب و روز خوبی بود. آنقدر گفتیم و شنیدیم تا کمی سبک شدم. من و خانم…
سبا بابائیدرروزنه ی نور·۱ روز پیشعنوانش با شماکرهی شمالی، به استراتژی پردهی آهنین اعتقاد دارد کیم جونگ ایل، گفته بود: "ما باید کشورمان را در مه غلیظی نگه داریم تا دشمنان چیزی در موردم…
سبا بابائی·۲ روز پیشاین متن دو مخاطب خاص داردسعی میکنم ذهنم را متمرکز کنم و درس بخوانم. اما واقعیت امر این است که نمیتوانم. نیم ساعت و شاید بعضا یک ساعت پاراگراف یا صفحهایی را میخو…
سبا بابائی·۲ روز پیشآشوبم، آرامشی در کار نیست...سلامبنا را بر این گذاشته بودم، تا طبق رسم این چند ماه پنجشنبه و جمعه چیزی ننویسم. اما دلم بیطاقت است. جایی جز اینجا هم ندارم که بتوانم حرف…
سبا بابائی·۳ روز پیشرهبر عزیز یا !!!به دستور مقام امنیتی دیدگاههای زومیت تا اطلاع ثانویه غیرفعال شد.نمیدونم کی بخش نظرات رو بستن. در حقیقت نمیدونستم که اصلا اینجا هست. تا د…