سبا بابائی·۳ روز پیشپسا امتحاناتاحساس میکنم اصلا آدم مناسب ادامه تحصیل دادن نیستم. تو این سن و سال زیادی مضطربم برای جلسه امتحان. تا من درسم تموم شه تمام موهام سفید شده که…
سبا بابائی·۵ روز پیشهنوزم با بیحوصلگی دست به گریبانمدیروز غروب رفتم بیرون ولی بعد نیم ساعت برگشتم خونه... حوصلهم نشد راه برم. اذیت بودم از اینکه بیرونم. برگشتم و دوش گرفتم. آشپزی کردم و فوتب…
سبا بابائی·۶ روز پیشسگ سیاه/سبای پررویکم حالم گرفتهست. بنا به دلایلی که ذکرشون فایده که نداره هیچ ممکنه حال خواننده این متن هم گرفته شه با ذکر مصيبت. پس بیخیال، دارم فکر میکن…
سبا بابائی·۷ روز پیشروزمره/غرغریاهل غر زدن هستید؟از نظر من غر زدن به اندازه خیلی جنبههای مثبت خوبی داره. میدونید که زبون بادبزنه جیگره...یه چیز دیگهای هم که خیلی مهمه ا…
سبا بابائی·۱۰ روز پیشدیگر هیچ چیز عادی نخواهد شدفکر میکنم چگونه با خروارها کاری که دارم میتوانم آرام یک گوشه بنشینم و به تو فکر کنم!فکر میکنم این همه تعلق خاطر و این حجم از دلبستگی به…
سبا بابائی·۱۶ روز پیشبازم نیمروز نوشتداشتم فکر میکردم چطور میشه تابستون رو کمی دلپذیر کرد و از گرمای لعنتیش نمرد و مدام غر به جونش نزد.مثلا میشه بجای ۷ تا ۷.۱۵ ۶.۳۰ برم سمت با…
سبا بابائی·۱۹ روز پیشادامهی نیمروزصبحانه و میانوعدههای فردا ررو آماده کردم. صب ۶.۳۰ تمرینم. بعدش باید فایل پاور آناتومی رو آماده کنم. چون از ۶ روز بعدی فقط یه فردارو خالی…
سبا بابائی·۲۰ روز پیشنیمروزامروز سشنبه است. چون دیروز سر کلاس بودم، پس امروز رفتم باشگاه... مربی شیف روزهای فرد به تازگی مادرش را از دست داده. چه غم سنگینی را با خود…
سبا بابائی·۲۰ روز پیشامروزمن عاشق صبحامقبلا بارها گفتهام.حالا زندگیم دستخوش تغییراتی شده و من فعلا در حال مقابله با آن هستم. چون هنوز دلم نمیخواهد صبح را از دست ب…