ویرگول
ورودثبت نام
سبا بابائی
سبا بابائیچگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
سبا بابائی
سبا بابائی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

۱۸۸. برنامه‌ریزی

دیشب و دیروز به سردرد گذشت. صبح هم با سردرد بیدار شدم. ساعت ۶ دوش گرفتم و آماده شدم تا ۶.۳۰ از خانه زدم بیرون و چون دیروز شده بود با ماشین به جای مترو رفتم سمت دانشگاه... طلوع آنقدر زیبا بود که برای لحظاتی سردردم را فراموش کردم. همینطور که خیره به افق بودم و از دیدن طلوع لذت می‌بردم. ناگهان دسته‌های بزرگ پرندگان مهاجر را دیدم. به هیجان آمده بودم از بس که دیدنشان حالم رو خوش کرده بود.


نرسیده به دانشگاه اطلاع‌رسانی کردند که کلاس اول به علت حضور نداشتن استاد مربوطه کنسل است. خب، دیر بود و من رسیده بودم. مجبور شدم دو سه ساعتی را وقت کشی کنم تا ساعت کلاس بعدی بشود.

باز سرم درد گرفت. کمی درس ساعت بعد را مرور کردم.

متأسفانه استرس بدی برای امتحان داشتم. امتحان شفاهی بود و احساس می‌کردم همه چیز از ذهنم رفته است. استرسم در حد طبیعی نبود و این بسیار اذیتم می‌کرد. متوجه وضعیت خودم بودم اما راهکاری برای کنترلش نداشتم.

در نهایت هم‌نمره کامل را گرفتم. اما راضی نبودم از خودم که تا این حد استرس داشتم و مضطرب بودم.

نباید این وضعیت تکرار شود. باید مراقب این وضعیت باشم.


هفته‌ای که گذشت هفته‌ی شلوغی بود. برای این هفته نیاز دارم تا برنامه جامع و مناسبی تهیه کنم.

البته که این کار بسیار برایم‌لذت‌بخش است. و چه خوب که اول ماه است. یک برنامه برای کل ماه و چهار برنامه برای هر هفته تنظیم می‌کنم و سعی می‌کنم بر اجرایش پایبند باشم.


در نهایت سردردم عصر بهبود یافت.

۱ دی ماه

وقت کشی
۹
۳
سبا بابائی
سبا بابائی
چگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید