ویرگول
ورودثبت نام
سبا بابائی
سبا بابائیچگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
سبا بابائی
سبا بابائی
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

بازم نیمروز نوشت

داشتم فکر می‌کردم چطور میشه تابستون رو کمی دلپذیر کرد و از گرمای لعنتیش نمرد و مدام غر به جونش نزد.

مثلا میشه بجای ۷ تا ۷.۱۵

۶.۳۰ برم سمت باشگاه که هم سایه هست هم کمی ملایم‌تره هوا. از اون طرف هم زودتر برگشت.

آی که به اندازه کافی می‌خورم ولی شاید باید چندتا اسموتی سالم ومقوی درست کنم تا وقتی میام اونو سر بکشم.

پياده‌روی‌هام هم ۷ غروب میرم که آفتاب دم رفتن باشه و تک گرما شکسته باشه.

دیگهههه

برای اینکه تابستون، تابستون‌تر باشه می‌خوام کلیییی انیمیشن ببینم.

با وجود همه اینا مطمئنم که هیچ وقت از تابستون خوشم نخواهد اومد.

این طفلی رو برید و به عنوان مصالح ساختمانی جاش دادن تو سیمان و بدون توجه به شرایط یه جوونه زده. احتمال ۹۰ درصد خشک میشه اما روندش رو دوست داشتم.

اها من قراره یه چالش برای خودم برم و که فقط شامل بخش تغذیه میشه. و اونم داشتن سالاد در تمام وعده‌هاست. برای تابستون هم خوبه و می‌چسبه. البته که همیشه سالاد بوده تو وعده‌هام، اما حالا میخوام‌به عنوان مثال ۴۰ روز و در حقیقت ۸۰ وعده بدون وقفه سالاد رو داشته باشم. شاید از شنبه بعدی شروعش کردم.

امروز تمرین عالی پیش رفت به وضوح توان و قدرتم خیلی افزایش پیدا کرده و در راستای مقایسه با خودم از خودم راضی بودم.

در ادامه روز دو تا کلاس دارم.

باید به گلا آب بدم.

اتاقم رو مرتبط کنم.

بالکن رو تمیز کنم.

شام و میان‌وعده‌های فردا رو آماده‌ کنم.

ادامه‌ی پاور آناتومی رو آماده کنم.

از پياده‌روی امروز غروب صرف‌نظر می‌کنم.

چون نیاز به استراحت دارم و فردا بعد از تمرین‌ هم باید برم تهران...

فعلااااا....

تابستون
۰
۰
سبا بابائی
سبا بابائی
چگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید