ویرگول
ورودثبت نام
سبا بابائی
سبا بابائیچگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
سبا بابائی
سبا بابائی
خواندن ۲ دقیقه·۱۵ روز پیش

روز از نو

متأسفانه برخی اساتید اصلا از وجدان کاری خوبی برخوردار نیستند. باز در زمان حضوری میشد کاری کرد و بیشتر پیگیر بود اما در این اوضاع وانفسا دست دانشجوی بخت برگشته به هیچ جا بند نیست.

استاد دیر می‌آید. در هنگام رانندگی. زمان کار. زمان تمرین در باشگاه. وسط کارهایش، وسط ناهار خوردنش یک نیم ساعتی می‌آید چیزهای ناواضحی تحویل می‌دهد و می‌رود.

جالب است که گاهی اگر کسی بگوید مثلا باشگاه هستم، سریع واکنش نشان می‌دهند که الان ساعت کلاس است و نباید در حال کار دیگری باشید.

تصور کنید حالا آدمی استرسی هم باشید. چه بر سرتان می‌آید با این اوضاع...

نظر من اینست در هر جایگاهی در هر زمانی بنا بر وظیفه و وجدان باید بهترین را ارائه داد. حتی شده برای یک‌ نفر...

از این‌ها بگذریم ارائه دیروز و روز قبل‌تَرَم با استقبال خوبی مواجه شد. این کمی خستگی این چند روزه‌ام را از تن بیرون کرد.


دوست دارم بروم بیرون اما نمی‌روم. حوصله‌ی صداهای نخراشیده باندهایشان را ندارم.

همه جا را امام‌زاده جُلَک (جُلَک: تکه پارچه‌های مندرس و پاره) کرده‌اند.

راه‌ها را می‌بندد بدون اینکه کمترین اهمیتی به دیگران بدهند.

نمی‌دانم مسلمین تا چه حد به حق و ناس واقفند و برایشان مهم است.

بارها در راه بندان‌های طولانی در ترافیک گیر کرده‌اییم. که چه؟ حضرات خیابان‌ها را توسط اتوبوس بسته بودند و در وسط خیابان دعای توسل می‌خواندند. دستشان درد نکند ولی کاش عنایتی کنند و این برنامه‌ها را در مکانی به جز خیابان‌ها ببرند. یا جای دیگری راه را بند آورده بودند و در صف پیاله‌های آش و عدسی بودند.

مردم خسته‌اند. از گرانی و تورم، از بیکاری، از همه چیز، آن‌ها هم که اشاره مستقیم نمی‌کنم هم، سوهان روح بودن را خوب بلدند.

دو دستگی در خیابان‌ها و خانه‌ها موج می‌زند. چه کردید با ما... احسنت به درایت و بیداری و هوشیاری و زیرکی و ایمان و هزار چیز دیگرتان...

جدا تمام سران ممالک باید بیایند و از شما یاد بگیرند مملکت‌داری را. خاک بر سر همه‌شان که نمی‌فهمند چطور باید از رفاه مردم بزنند و 🚀 حواله‌ی این و آن کنند. چطور باید بیخیال جوان خودشان بشوند و برای مردم مظلوم دیگر مناطق به جنگ برخيزند. واقعا اف بر آن‌ها. نچ نچ نچ نچ

خب بالأخره همه جا که اینجا نمی‌شود.

ما هم در عوضش امنیت داریم تا دلتان بخواهد. اگر شما ندارید بیایید سر کوچه ما وسط میدان با باتوم و کلاش هستند در خدمت خلق‌الله‌...

تازه ما به بچه‌ها ۱۴ یا ۱۵ ساله هم خیلی بها می‌دهیم. می‌گویید نه؟ خب اینبار که از ایست‌ها رد می‌شوید بیشتر دقت کنید تا متوجه بشوید.

دیکر حوصله ندارم. قصد نداشتم تلخ بشوم اما خب تلخ بودم و نشد که جلوی‌اش را در کلمات بگیرم و به این شکل بروز کرد.

پی‌نوشت: در بالاتر گفتم که دو دسته هستیم و نیازی نیست در کامنت‌ها این موضوع را تایید بفرمایید.

وجدانکار
۲۸
۲
سبا بابائی
سبا بابائی
چگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید