ویرگول
ورودثبت نام
سبا بابائی
سبا بابائیچگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
سبا بابائی
سبا بابائی
خواندن ۲ دقیقه·۵ روز پیش

هنوزم با بی‌حوصلگی دست به گریبانم

دیروز غروب رفتم بیرون ولی بعد نیم ساعت برگشتم خونه... حوصله‌م نشد راه برم. اذیت بودم از اینکه بیرونم. برگشتم و دوش گرفتم. آشپزی کردم و فوتبال دیدم و درس خوندم. ولی باز نتونستم جلوی خودمو بگیرم رفتم اینستا و یه دل سیر بغض کردم و آه کشیدم.

متأسفانه بنا به تغییراتی در زندگی شبا کمی دیرتر از معمول می‌خوابم ولی همچنان ۶ بیدار می‌شم. بنابراین تو روز یه نیم ساعت چهل دقه‌ای خواب می‌رم.

امروز خیلی دلم چیز شیرین می‌خواد. فعلا با خرمای تو نیمرو مجاب کردم هوسمو تا ببینم چی میشه بعدش.

بیشتر دلم صبونه ناسالم می‌خواد. خامه با مربا و چااییی دااااغ... یا یه برش کیک خونگی... از اونا که مزه بهشت میدن

ولی از باشگاه اومدم همون سفیده تخم‌مرغمو با خرما و سنگک سق زدم.

تمریناتم رو پر فشارتر و با شدت بهتری انجام دادم. از خودم راضی‌ام. امتحانا تموم شه هوازی رو هم بیشتر میارم تو برنامه، فعلا به انرژیم نیاز دارم.

برنامه از الان تا جمعه بعدازظهر هم فقط درس خوندنه... دلم میخواد برم بیرون ولی هم گرمم میشه هم کششی نسبت به بیرون رفتن ندارم. کنج ساکت خونم رو ترجیح میدم فعلا‌.

یه وقتا یه چیزایی هست که نمیشه با کسی مطرحشون کرد. گفتنش یه جوریه و حالت رو بد میکنه. از طرفی نگفتنش هم بار میشه رو دلت. تو یه برزخی میمونی و نمیدونی چطوری از این حالت باید عبور کنی.

غمگینم بخاطر خیلی چیزا...

برای بچه‌ها دی

برای بچه‌های میناب

برای تمام کارگرایی که بیکار شدن

برای تمام بی‌پولی‌ها و تورمی که معلوم نیست کجا متوقف میشه

برای جوونایی که آینده روشنی پیش روشون نمیبینن

برای خودم که هیچ کاری از دستم برنمیاد

برای دلتنگیام

باز دارم میرم تو سیاه‌چاله‌ی غم...

نمیخوام تلخ باشم و غمم رو به کسی سرایت بدم. بس استپ...

امروز چیکار کنم؟ 🙃

قلعه متحرک هاول رو می‌بینم. گفتم با آقای ی و خانم سین فیلم و انیمه می‌بینم!

یک کارگردان رو انتخاب میکنیم و کامل از اول تا به اخر کارهاشو می‌بینیم. جذابه...

نویسنده‌ها همینطور...

با خانم سین و اونیکی خانم سین داستایفسکی میخونیم.

با خانم سین و آقای ی از چخوف.

با آقای الف آلبر کامو.

و با خانم سین احمد محمود.

داشتن ادمای همسو با خودت و پایه موهبته... واقعا موهبته... اگر دارید که قدرشون رو بدونید اگرم نه بگردید تا پیدا کنید. حیفه، بدون حضور ادم‌ پایه، زندگی خیلی سخت می‌گذره.

۱
۰
سبا بابائی
سبا بابائی
چگونه می‌توانم زندگی‌ام را برای شما شرح دهم! بسیار می‌خوانم، زیاد فکر می‌کنم، موزیک می‌شنوم، سخت تمرین می‌کنم و گل‌ها را بسیار دوست دارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید