چون دلم از دست ویرگول پر است. چون روزهایم گرچه با فعالیت شدید و کار بسيار میگذرد و همه چیز را به کتف چپم گرفتهام. اما در نهایت همه چیز تو مخی است. گرانی و تورم از همه بیشتر، استادهای بیمنطق و بداخلاق بیشتر، بیپولی و دیدن رنج آدمها بیشترتر. دکتری میگفت خیلی مراقبت کنید که خرج یک سرماخوردگی در سال جدید چند میلیونی برایتان آب میخورد. بیچاره آنها که اسیر بیمارستانها هستند. هنوز در خیابانها رد خو....ن میبینم. مگر پاک میشود تصاویرش! شاید پیر شدم آیزنهاور گرفتم. (دختر خانه مادرم به آلزایمر میگوید آیزنهاور _ خداوکیلی آلزایمر راحتتر نیست!) بله شاید حافظهام را از دست دادم اما بعید میدانم که د....ی ماه از یادم برود. ننگ بر شما...
خلاصه کلام دلم برایتان تنگ است اما در نوشتن با این نحوهی انتشار به این شیوه گزینشی حضرات هم اعصابم را خراب میکند. زورگویان بهشتی 😏