ای برادر تو همه اندیشه ای.....
هرچقدر می گذرد بیشتر می فهمم در هر شرایطی که باشم مهم ترین چیز اتاق ذهنم هست. ذهنم هست که اگر منظم و آرام باشد توانم برای آنچه می خواهم چند برابر می شود و عجیب هست این قدم زدن ساده و دیدن طبیعت چقدر زیاد ذهن را ارام می کند.
به خصوص این روزها که آخرین روزهای پاییز هست وبرگریزان درختان .
در این برهنگی درختان چه وضوحی دیده می شود چقدر بهتر می شود حجم و فضا را درک کرد .

چیزی که در انباشتگی ها دیده نمی شد.و چقدر جای تفکر دارد .گویی طبیعت هر آنچه لازم هست بدانیم خاموش مقابل دیدگانمان قرار داده . از طلوع سپیده بعد از شب تاریک تا تغییرات فصل ها که فراز و فرود زندگی ما را تداعی میکند . این خالی وپرشدن متوالی مثل فراز و فرود های زندگی مان.
پس چرابیهوده مضطرب می شوم ...............................