ویرگول
ورودثبت نام
خمول
خمولخدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار ?
خمول
خمول
خواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیش

هیچ لحظه ای خنثی نیست .

متن زیر رو دوستی در میانه وصل و قطع اینترنت فرستاده بود ،نمیدونم نویسنده ش کیه !! و حیفم اومد با شما به اشتراک نذارم .

فیلسوفان یک قاعده‌ی ساده و در عین حال عمیق دارند:

«تعطیلی در آفرینش محال است.»

یعنی زندگی، حتی وقتی فرو می‌ریزد، حتی وقتی زخمی است، حتی وقتی در سوگ است، باز هم در حال ساختن است. مسئله این نیست که آیا چیزی خلق می‌شود یا نه؛ مسئله این است که ما آگاهانه در این خلق شریک هستیم یا منفعلانه زیر آوارش می‌مانیم.

در نگاه فلسفی، بودن یعنی «در حالِ شدن بودن».

هیچ لحظه‌ای خنثی نیست.

هیچ روزی صفر نیست.

یا داریم چیزی می‌سازیم، یا داریم اجازه می‌دهیم چیزی بدون ما ساخته شود.

تعطیلیِ کامل، فقط یک توهم است.

در روزهايى كه شرايط آرام است، خلق کردن آسان‌تر دیده می‌شود:

کلاس‌ها برگزار ميشود، پروژه‌ها جلو می‌روند، برنامه‌ها روشن‌اند، آینده قابل تصور است.

اما در زمانه‌ی آشوب، ناامیدی جمعی، سوگ، جنگ، سرکوب، بی‌ثباتی اقتصادی و ترسِ مزمن، اینجاست که این قاعده معنای واقعی‌اش را نشان می‌دهد.

در چنین زمان‌هایی، خلق کردن دیگر به معنای «شاهکار ساختن» نیست.

گاهی خلق کردن یعنی:

- صبح از تخت بیرون آمدن، وقتی هیچ انگیزه‌ای نداری

- ادامه دادنِ یک کار کوچک، وقتی افق مبهم است

- تربیت کردنِ یک کودک، وقتی خودت پر از ترسی

- نوشتن، تدریس، درمان، یاد دادن، گوش دادن

- ساختن یک رابطه‌ی سالم، وسط دنیای ناسالم

- کاشتن یک بذر، وقتی معلوم نیست فردا چه می‌شود.

این‌ها «کارهای معمولی» نیستند؛ در اين روزها این‌ها شکل‌هایى از آفرينشگرى هستند.

آلبر کامو جایی می‌گوید:

«در میانه‌ی زمستان، فهمیدم در درونم تابستانی شکست‌ناپذیر وجود دارد.»

این تابستان، همان نیروی آفرینش است، همان چیزی که حتی زیر برفِ اندوه و ترس، خاموش نمی‌شود.

قاعده‌ی فیلسوف را می‌شود این‌طور کامل‌تر کرد:

تعطیلى در آفرینش محال است؛ اما تعطیلى در مسئولیتِ آفرینش، ممکن و خطرناک است.

یعنی ما می‌توانیم از خلق کردن شانه خالی کنیم، اما زندگی همچنان خلق می‌کند، آن‌وقت، به‌جای معنا، پوچی می‌سازد، به‌جای پیوند، نفرت، به‌جای عشق، بی‌حسی.

در روزهای سوگ جمعی، خیلی‌ها می‌پرسند:

«آیا الان وقت زندگی‌کردن است؟ وقت شادی است؟ وقت ساختن است؟»

پاسخ فلسفی این است:

بله، دقیقاً همين الان وقت اين چيزهاست.

نه به معنای انکار درد، بلکه به معنای وفادار ماندن به زندگی، در دلِ درد.

خلق کردن، احترام گذاشتن به رنج است، یعنی اجازه نمی‌دهیم رنج، آخرین کلمه‌ی داستان باشد.

یک جمله‌ی مکمل برای این قاعده می‌تواند این باشد:

زندگی همیشه ادامه دارد؛ سؤال این است: با ما، یا بدون ما؟

و شاید عمیق‌ترش:

در تاریک‌ترین زمان‌ها، خلق کردن یک انتخاب نیست؛ یک مسئولیتِ انسانی است.

وقتی جهان آشفته است، کسی که هنوز کتاب می‌نویسد، کلاس برگزار می‌کند، کسب‌وکار سالم می‌سازد، فرزند پرورش ميدهد، هنر می‌آفریند، گفت‌وگوی صادقانه راه می‌اندازد، دارد بی‌سر و صدا می‌گوید:

«من تسلیم فروپاشی نمی‌شوم.»

و این، ساده نیست؛ شجاعانه است.

و اين بزرگترين احترام به زندگى است.

🔸🔹

در این مقطعِ پرابهام و پراضطراب، سهم تو در آفرینش چیست، حتی اگر کوچک، حتی اگر نامرئی ؟!

و ........

آنچه گل نامیده می شود ،برگ هایی ست که همدیگر را در برگرفته اند💚 .
آنچه گل نامیده می شود ،برگ هایی ست که همدیگر را در برگرفته اند💚 .

قطع اینترنتخلق
۱۰
۸
خمول
خمول
خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار ?
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید