خمولدرچالش هفته·۸ روز پیشمنو به یاد بیار با ......حیاط مون با آجر فرش شده بود ، آجرها مربع شکل و ترک خورده و رخسار پریده بودن .وسط حیاط مون یه حوض بود ، نه از این حوض های آبی رنگ ، که ماه…
خمول·۱۳ روز پیشاین روزها (۲)+ معرفی یک عدد فیلمعکس از روی تصویر تلویزیون گرفتم . پوستر فیلم (هیمالیا ) میخوام وقتم رو با خوندن کتاب پرکنم ،اما کار سختیه . ترکیبی از غم ،رنج ، خشم ، ت…
خمول·۱۶ روز پیشاین روزهابه خودم اومدم دیدم برخلاف توصیه ای که به دیگران می کنم، هر ساعت و بلکه بیشتر دارم اخبارها رو چک میکنم و تحلیل های مختلف می خونم ، یه روز ص…
خمول·۱ ماه پیشکرد نوشیروان شه عادل ،نیم روزی به بام خود منزلمنبع تصویر سایت گنجور حکایتی چند از هفت اورنک جامی 👇کرد نوشیروان شه عادلنیمروزی به بام خود منزلدید بر پشت بام همسایهپیر زالی فقیر و…
خمول·۱ ماه پیشاگه اشکهات صدا داشتن چی می گفتن ؟ ( معرفی فیلم ویژه شب یلدا )قبل از معرفی فیلم ها لازمه اینو بگم تمام فیلمهای خارجی که می بینم و معرفی می کنم نسخه سانسور شده هستن ،چنانچه خواننده محترم بره و کلمه ( بد…
خمول·۱ ماه پیشمن و تو آخرین سرخ پوستان قبیله ( موهاوک ) هستیم .معرفی کتاب ( کتاب ها )موهاوکی بنام ( تانیدنجیا ) - اثر گیلبرت استوارت ، ۱۷۸۶معرفی کتاب : ( رودین )
خمول·۱ ماه پیشآن پدر و پسرپدر کاپشن پلنگی پوشیده بود، قد بلند و لاغر و شلوار جین روی پاهای لاغرش چین خورده بود ،دمپایی انگشتی به پاداشت و صورتش از حرارت خشم رنگ ب…
خمول·۲ ماه پیشآبان ، شکلات تلخاین ماه کلا ابن شکلی بودم البته بدون هاپو 🍁در ماهی که گذشت نگرانی مشترکی رو تجربه کردیم :نگرانی از نباریدن باران به وقتش .
خمول·۳ ماه پیشآبیِ دیپلماتنه تنها بعنوان یه خانواده ،ما هرگز ماشین شخصی نداشتیم ،بلکه هیچوقت از پدرمون نپرسیدیم چرا رانندگی بلد نیست؟ چرا ماشین نداریم ؟! . چون…
خمول·۳ ماه پیشاولین سفر دو نفرهمرد اونجا ایستاده بود وسط کوچه ، از تاکسی که پیاده شدیم برامون دست تکون داد و چند قدمی به استقبال مون اومد ، از خودم خجالت کشیدم بخاطر ق…