ویرگول
ورودثبت نام
خمول
خمولخدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار ?
خمول
خمول
خواندن ۳ دقیقه·۴ روز پیش

در جستجوی پرسیفون ( معرفی مینی سریال )

دوک و پرسیفون
دوک و پرسیفون

در سالهای نه چندان دور گاهی پیش میومد دو نفر که با هم ازدواج می کردن قبل از ازدواج هرگز همدیگه رو ندیده بودن ، اولین دیدار سرسفره عقد  ، بعد از خوندن خطبه عقد و  از توی آیینه اتفاق میفتاد و بعد از رونمایی دیگه همه چی به شانس و اقبال طرفین بستگی داشت .

مینی سریال ( در جستجوی پرسیفون) روایتی از چنین ازدواجی ست  . ازدواج بین دختری فقیر ،جوان ،زیبا و بافرهنگ با یک دوک جوان ، قدرتمند ،عبوس و منزوی که برای اولین بار همدیگه رو در کلیسا موقع برگزاری مراسم و یاد کردن سوگند ازدواج می بینن . دختر که تا قبل از ازدواج رختشور بوده با دریافت مبلغ قابل توجهی از دوک بعنوان هدیه ازدواج ، آینده مالی سه خواهر،  دو برادر و پدرش رو تامین میکنه ، دختر جوان که از ۱۲ سالگی سرپرست و جانشین مادر متوفی بوده ، مجالی برای پرداختن به آرزوهاو رویاهای خودش رو نداره و با دریافت پیشنهاد خواستگاری گرون قیمت ، حتی لحظه ای به رد پبشنهاد فکر نمیکنه و بدون درنگ قبول میکنه .

بلافاصله بعد از مراسم دختر جوان بدون داشتن فرصت خداحافظی با افراد خانواده ش در کنار دوک سرد و نچسب به سمت قلعه .محل سکونت زندگی مشترک شون به راه میفته .

از همون دقایق ابتدایی سریال ، مخاطب متوجه میشه که قصه چیزی فراتر از روایت یه ازدواج ناهمگون بین فقیر و غنی هست .

دوک جوان  که اسم کوچیکش ( آدام ) هست در راه رسیدن به قلعه  از دختر میپرسه چرا پدر  اسمش رو ( پرسیفون ) گذاشته  و اونو بخاطر داشتن  این اسم سرزنش می کنه .

از همینجا قصه سریال وارد لایه دوم میشه : (پرسیفون ) کیست؟

(پرسیفون)  در اساطیر یونانی و در داستانها  ،دختر (دیمیتر ) الهه کشاورزی هست که روزی توسط ( هادس ) قدرتمند و با ترفند ( زئوس ) به دنیای زیرین یعنی عالم مردگان کشیده میشه و به اسارت (هادس) درمیاد بعد از اون ( پرسیفون ) همواره در آرزوی بازگشت به خونه و خانواده ست ، در عین حال بتدریج به ( هادس )، یعنی  نگهبان و رباینده ش ، حس احترام پیدا میکنه و سپس علاقمند میشه ،از طرفی الهه دیمیتر یعنی مادر پرسیفون ، بخاطر خشمی که از ربوده شدن دخترش پیدا کرده زمین رو نفرین میکنه و زمین دچار قحطی و خشکسالی میشه ، با وساطت ( زئوس ) ، هادس به پرسیفون اجازه میده که در طول سال ،ماههایی از سال  رو به زمین و دنیای زندگان سفر کنه و بقیه اوقات رو نزد هادس و دنیای زیرین یا عالم مردگان  بگذرونه . به شرطی که چند دونه از بذر میوه انار رو بخوره . و این بذرها عشقی در دل پرسیفون ایجاد میکنه که اونو به سمت هادس میکشونه بطوری که زندگی پرسیفون به دو دوره بین زندگی با خانواده و با همسر تفسیم میشه

(پرسیفون) در روان شناسی (یونگ ) نماد مواجهه با تاریکی های درون ، عشق به تغییر و  رشد هست .

دوک آدام یه جمله رو که از پدرش بخاطر داره مدام تکرار میکنه :

( دوک ها به آدم ها و مردم عادی نیاز ندارن )

و همین جمله نشون دهنده انتقال دادن زخم های زندگی پدر به پسر هست ،پسری که خودش هم از لحاظ جسمی و روحی زخم خورده ست و این پرسیفون هست که با متانت و مدارا و توجه و مهربانی به دوک کمک میکنه تا از خود در ماندگی عبور کرده و زندگی نرمالی رو شروع کنه .

و در پایان سریال این دوک هست که به دنبال پرسیفون میره تا اونو به زندگی مشترک و قلعه محل زندگی مشترک شون برگردونه .

سالها پیش از تولید این سریال ،کاربری در ویرگول بنام ( صدای ماه ) بخوبی تیپ شخصیتی  ( هادس ) رو توصیف کرده و اینم  لینکش 👇  .

https://share.google/JmimhkHePTvCrAz1B

زندگی مشترکمینی سریال
۱۸
۴
خمول
خمول
خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار ?
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید