ویرگول
ورودثبت نام
افسانه
افسانهلایف کوچ هستم(میتونم تو مسیر زندگی از مبدا تا هرمقصدی که انتخاب کنی، همراهیت کنم) زیاد میخونم، گاهی مینویسم، عاشق کوه و سفرم.…
افسانه
افسانه
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

308

رفتم قهوه بخرم، جعبه مقوایی که قهوه رو داخلش میذارم بردم داخل، فروشنده، یکی یکی قهوه ها رو میذاشت رو پیشخون و من میذاشتم تو جعبه، کارش ک تموم شد گفت اجازه بدین باکس بهتون بدم، بهش نشون دادم ک خودم دارم، خندید گفت چه عجیب تا حالا همچین چیزی ندیده بودم!؟ پرسیدم چیش عجیبه؟ گفت معمولا خوب اینا رو میندازن، گفتم اره میدونم ولی من ترجیح میدم نگه دارم، زباله کمتری تولید کنم، تازه اکثر اوقات ماگمم همراهم هست ک لیوانم یه بار مصرف استفاده نکنم…

کلا نگاه خیلی متعجب و حتی تحقیر آمیزی داشت بهم، آیا کار عجیبی میکنم؟ آیا کار بدی میکنم؟ از نظر خودم ک اینطور نیس…

با مربی کوهم حرف میزدم، بین حرفامون نمیدونم چی شد، گفتم فلان طرح رو واسه ناخنم انتخابم کردم و به حرفم ادامه دادم، یهو گفت این طرح رو خیلی دوس دارم، کلا طرحایی ک میزنی رو خیلی دوست دارم، یه لحظه مکث کردم، باز حرفمو ادامه دادم…

پرید وسط حرفم گفت تو دلت گفتی به کلیه چپم؟ گفتم نه ولی معمولا نظر بقیه در مورد کارام خیلی اهمیت خاصی برام نداره، گفت دقیقا دیشب داشتم به فلانی میگفتم افسانه یه مدل خاصیه در عین اینکه حتی به رنگ اسکارفش اهمیت میده، انگار هیچی براش مهم نیس…

گفتم این خوبه یا بده؟ گفت عجیبه!!

حرفشو میفهمم، به نظرم حتی قضاوتش تا حدودی درسته، ولی صد در صد نمیتونم تاییدش کنم و اون موقع هم نمیتونستم براش توضیح بدم که چجوریم، بعد ک فکر کردم دیدم دقیقا اینجوریم که کوچکترین جزییاتی که دست خودم باشه برام مهمه، ولی حرف و رفتار مردم و هرآنچه ک در حوزه اختیارات من نیس، معمولا خیلی برام مهم نیس…

اصفهانیا خیلی کارای بامزه ای میکنن، که من خوشم میاد، اما خانوادم معمولا منع میکنن این کارا رو… مثلا میرن تو پارک غذا میپزن، فقطم کباب و جوجه کباب نه هااا، میشینن تو پارک بادمجون پوست میکنن، سرخ میکنن، همونجا خورشت درست میکنن، دلیل مخالفت خانواده منم ک خوب مشخصه، یهو یکی بوش بهش بخوره دلش بخواد گناه داره…

منم همیشه میگم خوب من این همه بو‌بهم خورده و دلم خواسته کی پاسخگو بوده؟

یکی از غذاهای مورد علاقه من، کتلته، بعد فکر کن داری تو پارک میدوی، یکی داره کتلت درست میکنه، اصلا حالی به آدم میمونه؟؟ نه والا…

خلاصه ک بعد از چانه زنی های بسیار، ما هم این بار بساط کتلت زدیم زیر بغل و دمی آب، سر پلی خواجو، کتلت پزیدیم… اقا جاتون خالی چه کتلتی هم شد، اما بین خودمون بمونه، به این همه زحمت و دردسر و بارکشی نمی ارزید😆🥴


آیا از نظر شما هم کتلت باید فقط مامان پز باشه؟؟
آیا از نظر شما هم کتلت باید فقط مامان پز باشه؟؟

۰
۰
افسانه
افسانه
لایف کوچ هستم(میتونم تو مسیر زندگی از مبدا تا هرمقصدی که انتخاب کنی، همراهیت کنم) زیاد میخونم، گاهی مینویسم، عاشق کوه و سفرم.…
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید