ویرگول
ورودثبت نام
افسانه
افسانهلایف کوچ هستم(میتونم تو مسیر زندگی از مبدا تا هرمقصدی که انتخاب کنی، همراهیت کنم) زیاد میخونم، گاهی مینویسم، عاشق کوه و سفرم.…
افسانه
افسانه
خواندن ۱ دقیقه·۲۱ روز پیش

356

آیا میدانستید شما با گردنتون از جا بلند میشین، با گردنتون راه میرین، حرف میزنین، غذا میخورین و تقریبا همه کارها رو با گردن انجام میدین؟ حتی با گردن سرفه میکنید! منم امروز فهمیدم چون صبح با گردن گرفته از خواب بیدار شدم… خواهری میگفت از بس همه چی رو‌ گردن میگیری گردنت گرفته، گفتم اره اصلام ربطی به جنگولک بازیای دیروزم تو باشگاه نداره😝😉

امروز واسه استاد کادو گرفته بودیم و بچه ها خیلی داشتن در مدح و ستایش استاد یقه ها میدرانیدند، پای تخته نوشت “استاد” پرسید معنی این کلمه چیه؟ هرکس یه چیزی گفت و در نهایت گفت، استاد یه فرد نیست، استاد “کلام” است، چون فرد فانیه و کلام باقی، به فرد نچسبید، کلام رو بگیرین و رشد کنین…❣️

کتاب “بدن فراموش نمیکند” برای بار نمیدونم چندم برداشتم که بخونم، غزل میگفت هربار این کتاب رو برداشتی یه اتفاقی افتاده، به ما رحم کن بیخیال این کتاب شو، گفتم این بار به خاطر ذهنیت توام که شده تمومش میکنم… هرخطی که در مورد تروما و پی تی اس دی میخونم، قلبم فشرده میشه و چه چیزایی که تو سرم مرور نمیشه😢

زبان نخوندم و فکر نکنم دیگه امشب برسم بخونم...

میگه بهش بگو سیگار نکش، میگم اون انتخابشه سیگار بکشه من انتخابمه با آدم سیگاری ارتباط نداشته باشم، هرکس مسئول انتخاب خودشه… گفت سخت میگیری تهش تنها میمونی🫤

تو کافه نشستیم، دوس دختر یکی از بچه ها میز کناری با دوستای خودشه، اومد گفت بابا زنگ زده گفته برو خونه دیره و رفت، گفتم چه جالب باباهای دهه هشتادیام مگه از این گیرا میدن؟ زمان ما شصتیا داشت از مد می افتاد… دوس پسرش گفت چه گیری؟ گفتم همین که گفته بیا خونه دیگه دیره، گفت دقت نکردی باباش گفته برو خونه، نگفته بیا خونه، الان رفت خونه من😏، و اون لحظه من🍂🍂

کتاباستادسیگاری
۱۶
۴
افسانه
افسانه
لایف کوچ هستم(میتونم تو مسیر زندگی از مبدا تا هرمقصدی که انتخاب کنی، همراهیت کنم) زیاد میخونم، گاهی مینویسم، عاشق کوه و سفرم.…
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید