ویرگول
ورودثبت نام
افسانه
افسانهلایف کوچ هستم(میتونم تو مسیر زندگی از مبدا تا هرمقصدی که انتخاب کنی، همراهیت کنم) زیاد میخونم، گاهی مینویسم، عاشق کوه و سفرم.…
افسانه
افسانه
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

325

من واقعا فرهنگ تعطيلات ندارم، یعنی هیچ وقت نداشتم، هروقت دو روز تعطیل بوده یه جوری خودمو شرحه شرحه کردم و تو گل پلکوندم که لازم بوده یه هفته فقط ریکاوری کنم…

امروز خواهر و برادرم با خانواده اومدن خونمون، دو روووز بود منو ندیده بودن🤣 ولی من از تختم بلند نشدم، هیچی دیگه مهمونی تو اتاق من برگزار شد😛

چند وقتیه دانتون ابی رو میبینم، و برام خیلی جالبه که زندگی اکنون من (به عنوان یه زن) از زندگی صدسال پیش اونا به مراتب اسف بارتر هست… بعد همش به همه چیز اعتراض دارن و خواستار تغییرن و معمولا هم پیروز میشن… شاید من نوعی مطالبه گر خوبی نبودم که هیچ تغییر اساسی حاصل نشده…

دیشب خستهههه و له و داغون تو مسیر برگشت، ساعت ۱۱ شب، از هر طرف میرفتم میخوردم به ترافیکی که بعضیاااا درست کرده بودن، یه خانم مسنی یه کاغذی دستش بود، برام جالب شد بخونمش، نوشته بود تا با شروط ما موافقت نشه ما اینجا هستیم، نمیتونم دقیقش رو بنویسم چون اعصاب زیادی ندارم…

یعنی گشتم دنبال جای پارک که با همون حالم پیاده شم بهش بگم بده من امضا کنم، بده دیگه، شروط رو بده من امضا کنم موافقتم رو اعلام کنم، واقعااا چرا اخه؟؟ تو اونجا وایسی این کاغذ رو بگیری دستت همه میترسن اوکی میدن لابد!!

این روزا بیشتر از همه زندگیم دارم تمرین صبوری و سکوت میکنم، چون اگر صبرم تموم بشه و سکوتم بشکنه اصلااااا ادم مودبی نخواهم بود…🤬🤬🤬

زندگی
۰
۰
افسانه
افسانه
لایف کوچ هستم(میتونم تو مسیر زندگی از مبدا تا هرمقصدی که انتخاب کنی، همراهیت کنم) زیاد میخونم، گاهی مینویسم، عاشق کوه و سفرم.…
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید