بچه که بودم یه استاد زبان داشتم، که خیلییی ازش یاد می گرفتم اما هیچ وقت دوستش نداشتم و نمیتونستم باهاش ارتباط خوبی برقرار کنم… شروع کلاسها میگفت بیاین اخبار بگین، بعد خبر ک میگفتیم همینجوری پوکرفیس نگاه میکرد، بارها بهش گفتم یه چیزی بگو، یه سری تکون بده، یه هااا بگو لعنتی، هیچیییی مطلقا هیچیییی… ولی مثلا اگر درسمون در مورد روابط بود هر آنچه نسبت در دنیا وجود داشت رو بهمون یاد میداد، با همون قیافه پوکر فیسش…چند روز پیش یادش افتادم و یهو یادم افتاد که فامیلیش با فامیل ماسورم یکیه، به ماسورم گفتم میشناسیش؟ گفت دختر خالمه (با نسبتهای پیچیده ای فامیلاشون یکی بود)، و معتقد بود، چون سالها ممتحن آیلتس بوده این شکلی شده!
برام جالب شد، شغل آدما چقدر میتونه روی حالت چهرشون اثر بذاره؟؟ هرجا میرم به چهره آدمها دقت میکنم ببینم چقدر با شغلشون همخونی داره… تو آیینه به چهره آفتاب سوخته خودم نگاه میکنم، چه شغلی به این چهره میاد؟ باغبون؟ چوپون؟ نه… معلم یه مدرسه تو دهات میتونم باشم، از اونا که ۵تا مقطع رو سر یه کلاس با هم درس میدن…
۸-۹سالم بود تو یه مسابقه شرکت کردم، آخر سر مجری ازم پرسید میخوای چیکاره بشی؟ گفتم نرررس، گفت چی؟؟؟؟ گفتم نرررس دیگه، یعنی پرستار… خدایی هیچ وقت دلم نمیخواست پرستار بشم، فقط چون به نظرم نرررس باحال بود و از تلفظش وقتی بابام میگفت خوشم میومد گفتم… بعدها که پزشک دهکده رو میدیدم دوس داشتم، پزشک یه دهکده بشم، بعد که بچه های فک و فامیل واسه گذروندن طرحشون میرفتن روستاها و شهرهای اطراف و از بدبختیاشون میگفتن و اینکه اصلا شبیه آنچه در سریال میدیدیم نبود، بیخیالش شدم…
و شاید عجیب و باور نکردنی باشه ولی در این سن و سال و بعد از سالها کار کردن، هنوز دارم فکر میکنم بزرگ شدم میخوام چیکاره بشم😅
با جی پی جون(چت جی پی تی) مشورت میکردم، هی میگه با این روحیه ای که تو داری فلان کار و فلان کار رو بهت پیشنهاد میکنم، میگم عزیزم میشه بیخیال روحیه من بشی بگی کدوم کار پول بیشتری داره؟ میگه آره ولی با توجه به روحیات تو، اگر بری تو این کارا زود فرسوده میشی، اینقد که این با روحیات من آشناس و بهشون اهمیت میده، کل پارتنرایی ک در طول زندگی داشتم رو هم، اینقد شناخت نداشتن…
جدا از شغلی که دارین به این فکر میکنین که چه کاری مناسب شماست