ویرگول
ورودثبت نام
تنهایی
تنهاییعاشق کتاب خوندنم و همین باعث شده عاشق نویسندگی هم باشم. از چیزهایی می‌نویسم که تو قلبم سنگینی میکنن:)
تنهایی
تنهایی
خواندن ۱ دقیقه·۶ ماه پیش

سکوت...

...
...

سکوت...به نظرم سکوت چیز خوبیه ؛ لذت بخشه .ولی گاهی اوقات ترسناک و آزار دهنده میشه .

یادمه وقتی بچه بودم ، از سکوت متنفر بودم . تو سکوت دل‌پیچه می‌گرفتم و نمی‌تونستم بخوابم ؛ برخلاف خیلی از آدما .

الان هم گاهی اوقات از سکوت متنفر میشم،فقط بعضی اوقات . تو سکوت ، میتونم بلندتر فریاد های افکار توی ذهنم رو بشنوم . تاجایی که این فریاد ها عذاب آور و گوش خراش میشن .البته...تو شلوغی هم اون فریاد ها شنیده میشن ، ولی ضعیف تر .

سکوت...فقط برای یک مکان یا یک محیط نیست . انسان ها هم به سکوت متوسل میشن .

معمولا مردم معنای این سکوت رو اشتباه برداشت میکنن،البته گاهی هم هیچ معنایی درش نیست .

پدر و مادرم میگفتن ، طوری رفتار میکنم انگار اونا بهم کلمه بدهکارن . می‌دونم...جمله ی عجیبیه!

یا اکثر مردم فکر میکنن عقده ای و مغرورم که سکوت رو ترجیح میدم . یا وقتی با دوستام حرف نمیزدم ، گمان میکردن ازشون دلخورم و قیافه میگیرم .

ولی باید بگم...۹۹ درصد مواقع ، این حدس و گمان ها غلطن.گاهی اوقات ، آدم که میخواد حرف بزنه ، حس می‌کنه خسته ست.

توضیحش سخته ، که بگم...خسته از چی؟!

چون خودمم نمی‌دونم . فقط می‌دونم تو اون لحظه احساس خستگی میکنم .

این خستگی می‌تونه دلایل متفاوتی داشته باشه : تو بیشتر مواقع روح خسته ست ، بعضی اوقات ذهن خسته ست، بعضی اوقات فک مون خسته ست و گاهی اوقات ، نمی‌تونیم حرف بزنیم یا نمی‌خوایم ، چون کلماتمون هیچوقت شنیده نمیشن .

خلاصه که...باور کنید هیچ غروری درکار نیست و... شما هیچ کلمه ای بدهکار نیستید .

_ازجمله حرف های ناگفته _

سکوت
۷
۲
تنهایی
تنهایی
عاشق کتاب خوندنم و همین باعث شده عاشق نویسندگی هم باشم. از چیزهایی می‌نویسم که تو قلبم سنگینی میکنن:)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید