
به دل آموختم از عشق، رسمِ زندگی را
که از او یافتم من، شورِ هر بندگی را
نه به تاج و نه به تخت است، شکوهِ آدمیّت
به هنر زنده گردد، جانِ پایندگی را
به نوا ساز کن ای دل، که جهان بیصدا مُرد
بده آتش به جانت، رسم دلبستگی را
من از آن روز که دیدم، رخِ او در تبِ مهتاب
به هنر باختم از نو، همه دارندگی را
بگذارید بخندد، دلِ عاشق به دیوان
که خریدار نباشند، رهِ دانندگی را
امیدوارم همیشه شاد باشید و زندگی با کامتون
✍🏻ارادتمند شما افگار