کوچینگ مفهوم تازهای نیست؛ ولی رویکردها و مدلهای آن روزبهروز تکامل پیدا میکنند. یکی از تأثیرگذارترین رویکردها، روش کواکتیو (Co-Active Coaching) است؛ مدلی که توسط CTI – The Coaches Training Institute طراحی شده و بیش از دو دهه در سراسر جهان مبنای آموزش کوچهای حرفهای بوده است.
اگر بخواهیم کواکتیو را در یک جمله تعریف کنیم، باید بگوییم:
تعامل فعال، مسئولیتپذیری دوطرفه و تمرکز بر کل وجود انسان.
در ادامه، ویژگیهای اصلی این روش را به زبان ساده اما علمی بررسی میکنیم.
هسته مرکزی روش کواکتیو همین باور است.
این مدل فرض نمیکند که مراجع مشکلدار است یا نیاز به تعمیر دارد.
برعکس، با این پیشفرض شروع میشود که فرد توانایی حل مسائل خود را دارد؛ کوچ فقط کمک میکند این تواناییها دیده و فعال شوند.
مطابق مطالعات روانشناسی مثبتگرا (Positive Psychology)، افراد زمانی بهتر عمل میکنند که نقاط قوتشان فعال شود و احساس کنند توانمند هستند، نه ناقص. این اصل در کواکتیو دقیقاً همین ریشه علمی را دارد.
در این روش، کوچ رهبرِ جلسه نیست. مراجع هم رهبر نیست.
بلکه رابطه، همکاری دوطرفه و مبتنی بر مشارکت فعال است.
کوچ مسیر را تعیین نمیکند، بلکه همراهی میکند؛
و مراجع صرفاً دریافتکننده مشاوره نیست، بلکه مشارکتکننده فعال در خلق نتیجه است.
طبق یافته های علمی، مفاهیم «کانون کنترل درونی»، «خودکارآمدی» و «درگیری فعال» در روانشناسی نشان میدهند که وقتی فرد در فرآیند تغییر مشارکت میکند، احتمال موفقیتش چند برابر میشود.
کواکتیو مراجع را فقط از زاویه مشکلش نگاه نمیکند.
بلکه میگوید:
هیچ چالشی جدا از سایر بخشهای زندگی نیست. بنابراین کوچ در این رویکرد به مواردی مثل احساسات، رابطهها، ارزشها، انرژی، محیط، آینده و حتی بدن توجه میکند.
رویکردهای سیستمی (Systemic Approaches) در روانشناسی تأکید میکنند که انسان یک سیستم یکپارچه است و هیچ تصمیم یا مسئلهای تکعاملی نیست.
کوچهای کواکتیو یاد میگیرند که:
فعالانه گوش دهند
قضاوت نکنند
لحظهبهلحظه با مراجع همراه باشند
تغییرات ظریف در تنصدا، احساس، مکثها و انرژی را دریافت کنند
این حضور کامل کیفیت جلسه را بهطور چشمگیری بالا میبرد.
پژوهشهای دانشگاه MIT درباره ارتباط مؤثر نشان میدهد «حضور آگاهانه» کیفیت ارتباطات انسانی را چند برابر میکند و تصمیمگیری را بهبود میبخشد.
یکی از چیزهایی که کواکتیو را خاص میکند این است که:
هم به درون فرد توجه دارد، هم به رفتار بیرونی او.
در این مدل گفته میشود:
«بودن» = ارزشها، هویت، باورها
«عمل کردن» = تصمیمها، رفتارهای روزانه، قدمهای عملی
جلسه کوچینگ هم به وضوح درونی کمک میکند و هم به نتایج بیرونی.
در رویکردهای مبتنی بر ارزشها (Values-Based Coaching)، ثابت شده است که رفتار زمانی پایدار میشود که با هویت و ارزش فرد همراستا باشد.
کواکتیو مهربان است، ولی منفعل نیست.
کوچ در این مدل گاهی مراجع را به چالش میکشد:
سؤالهای سخت
دعوت به تصمیمگیری
نگاه کردن به حقیقت
قدمهای عملی چالشی
این چالش باعث رشد میشود، نه فشار بیرونی.
پژوهشهای «منطقه رشد» نشان میدهند که افراد زمانی تغییر میکنند که کمی خارج از محدوده امن خود حرکت کنند، اما نه آنقدر زیاد که دچار فروپاشی شوند. کواکتیو دقیقاً همین تعادل را ایجاد میکند.
اگر بخواهیم روش کواکتیو را در چند کلمه خلاصه کنیم:
انسان توانمند است.
کوچ و مراجع شریک یک سفرند.
زندگی یک کل یکپارچه است.
حضور کامل مهمتر از ابزار است.
رشد هم زمانی اتفاق میافتد که درون و بیرون با هم جلو بروند.
چالش درست، موتور رشد است.
این مدل یکی از علمیترین، انسانیترین و مؤثرترین رویکردهای کوچینگ است؛ و دلیل محبوبیتش در سطح جهان همین است.
1. Co-Active Coaching – Karen Kimsey-House, Henry Kimsey-House, Phil Sandahl
2. Co-Active Leadership – Karen Kimsey-House
3. Coaching for Performance – John Whitmore
4. Positive Psychology Coaching – Robert Biswas-Diener
مقالات علمی
مقالات ResearchGate درباره “Co-Active Coaching Model”
مقالات روانشناسی مثبتگرا و نظریه توانمندیها (Seligman & Csikszentmihalyi)
Systemic Coaching Research – Oxford Brookes University
گردآوری و تنظیم: سمیه بهمن آبادی
دوم آذرماه ۱۴۰۳