ویرگول
ورودثبت نام
ناشناس
ناشناس
ناشناس
ناشناس
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

نمیدونم

دیشب حوالی ساعت ۱ ، آهنگ روزگار غریب علیرضا قربانی رو پلی کردم. اجازه دادم تا اشکام به سرعت جاری بشن تا شروع کنم.شروع کنم به خودخوری. وقتی به تیکه ی “بخوان مرا تو ای امید رفته از یاد “ رسیدم با دو دستام محکم میزدم تو سرم آنقدر محکم که صبحش سردرد بودم

من اشتباه کرده بودم. منٍ ۲۱ ساله کل این مسیر رو اشتباه کرده بود. افسردگی مداومی که از همون کودکی با منه باعث شد کل زندگیم یک ای کاش بزرگ باشه

گاهی انقد غرق در خیال و رویاها میشم که وقتی ازشون بیرون میام تنها راه حل واسه ادامه زندگی ادامه ندادنه

به قول امیر عظیمی “ خودکشی مرگ قشنگیست که به آن دل بستم دست کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم”

خودکشیافسردگی
۱
۱
ناشناس
ناشناس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید