ویرگول
ورودثبت نام
آرزوحیدری
آرزوحیدریشاعر .نویسنده .دکلماتور
آرزوحیدری
آرزوحیدری
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

غم من

در دل این شب بی‌پایان، وقتی که ذهنم به پیچیدگی‌های زندگی گرفتار است، انگار همه چیز در مقابل من یک دیوار بلند است که نمی‌توانم از آن عبور کنم. جسم و روحم سنگین و خسته‌اند و هر گامی که بر می‌دارم، به سنگی بزرگ برخورد می‌کنم. در این لحظات، فقط سکوت است که مرا احاطه کرده، و گویی هیچ راهی برای پیشرفت وجود ندارد. هر فکر به بن‌بست می‌رسد و هر تصمیمی که می‌گیرم، تنها به درب‌های بسته می‌انجامد. من در این سردرگمی غرق شده‌ام، هیچ نشانه‌ای از خروج در پیش رو نمی‌بینم.

۵
۰
آرزوحیدری
آرزوحیدری
شاعر .نویسنده .دکلماتور
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید