ویرگول
ورودثبت نام
آرزوحیدری
آرزوحیدریشاعر .نویسنده .دکلماتور
آرزوحیدری
آرزوحیدری
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

نزدیک ترین دور


نزدیک ترین دور

در هیاهوی بی‌پایانِ روزها

گم می‌شویم…

می‌دویم

برای چیزهایی که نمی‌مانند،

برای کسانی که نمی‌فهمند.

و نمی‌بینیم

آن‌ها را

که در سکوتی بی‌ادعا

کنار ما نفس می‌کشند،

گرم، آرام،

بی‌صدا…

بی‌نیاز از توجه،

اما سزاوارِ تمامِ عشقِ جهان.

ما از گوهرها غافل می‌مانیم

چشم‌مان به برقِ بی‌جانِ سراب‌هاست

و دل‌مان، اسیرِ دل‌مشغولی‌های بی‌ریشه.

چه دیر…

چه دیر می‌فهمیم

که آن‌چه باید می‌دیدیم

همین نزدیکی بود؛

دستی که گرفته نشد،

نگاهی که نادیده ماند،

و دلی که هر روز

بی‌صدا

دوستمان داشت.

دیر که می‌شود،

دریغ هم بی‌فایده است.

۲
۰
آرزوحیدری
آرزوحیدری
شاعر .نویسنده .دکلماتور
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید