ویرگول
ورودثبت نام
زمانی آرمان بودم
زمانی آرمان بودم
زمانی آرمان بودم
زمانی آرمان بودم
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

به خاطر کی؟

کاش یکی بهم می گفت باید به خاطر کی و برای کی زندگی کنم

به خاطرِ مامان؟ به خاطر داداش ؟ به خاطر کی...

دارم تلاش می کنم به خاطر اونا زنده بمونم، بماند که از عذاب بعد از اونم می ترسم


یه مکالمه عادیِ واقعی

+منم میخوام بیام داداش

-غذا درست می کنی؟

+اره

= نه بابا ولش کن مسئولیت داره

-اره راس میگی، نمیخواد بیای


میگن داری آیندتو تباه می کنی

میگن اخرش روزگارت از شب هم سیاه تر میشه

و من تلاش می کنم که زنده بمونم

کاش منم قادر ب دیدن اون آینده روشن واسه خودم بودم

به دریا می زنم! شاید به سوی ساحلی دیگر/ مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر (فاضل نظری)
به دریا می زنم! شاید به سوی ساحلی دیگر/ مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر (فاضل نظری)

۲
۰
زمانی آرمان بودم
زمانی آرمان بودم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید