کاش یکی بهم می گفت باید به خاطر کی و برای کی زندگی کنم
به خاطرِ مامان؟ به خاطر داداش ؟ به خاطر کی...
دارم تلاش می کنم به خاطر اونا زنده بمونم، بماند که از عذاب بعد از اونم می ترسم
+منم میخوام بیام داداش
-غذا درست می کنی؟
+اره
= نه بابا ولش کن مسئولیت داره
-اره راس میگی، نمیخواد بیای
میگن داری آیندتو تباه می کنی
میگن اخرش روزگارت از شب هم سیاه تر میشه
و من تلاش می کنم که زنده بمونم
کاش منم قادر ب دیدن اون آینده روشن واسه خودم بودم
