و من چقدر خوشحالم که نوشتهی سه سال پیشم دقیقا شرایطی رو بازگو کرد،که الان خیلی ها ازش حرف میزنن..
وقتی دارم این متن و مینویسم پر از خشم هستم..
نمیدونم از کجا شروع کنم که متنم کمی بدنه منظمی داشته باشه؛بگذریم:

شرایط کشورم،زندگیم،ایندم،تحصیلم،خانواده ام..در رابطه با همشون نگرانی دارم..نمیدونم دقیقا تا کی باید کار کنیم تا معیشتمون بگذره..در حقیقت نمیدونم ما انسانها تا کی باید کار کنیم تا به درجهای برسیم و بگیم«بسه!دیگه میتونیم نفس راحت بکشیم.»نمیدونم اون نفس راحت کی میاد!اصلا میاد؟
از تمام اینها خسته و ناراحتم..متنفرم در واقع..
از اخبار متنفرم،از کلماتی حول تحریم،جنگ،امریکا،اسراییل،موشک،غنی سازی،از شعار زن زندگی آزادی که فقط وسیله ی خارج نشینانی شد که بگن ما با شماییم..من از تمام اینها خسته و متنفرم..من از اشکهایی که از خرداد ماه دارم میریزم متنفرم..من از نگرانی هایی که توش خدا رو یادم میره متنفرم..من از استرس هایی که یادم میره روزی دهنده یکی دیگس متنفرم..من از بحث های سیاسی متنفرم..من از شبکهی اینتراشغال متنفرم که به زبون من ،به زبون کشورم حرف میزنن ولی پشت پرده کسایی هستن که خون اون بچههای بی گناه و ریختن..من از حمایت اون قدرتمندی که نوشته بودن «ورود سگ و ایرانی ممنوع» متنفرم..من از دولتمردانی که یک لحظه جای پدر من و امثال من نبودن متنفرم..من از این خفه شدن و حرف نزدن از عقایدم متنفرم..من از این بغض لعنتی متنفرم…من از روشنفکرایی که ندونسته و ندیده فقط برای مخالفت با چیزی،طرف مقابل و میگیرن متنفرم..من از اون خارج نشینایی که نشستن از دور،به جوون مملکت من میگن بپر تو اتیش متنفرم..من از اون سلطنت فاسدی که قبولش دارید متنفرم..من از اون آدمی که دستش با قاتل اون همه آدم بی گناه تو یه کاسه اس متنفرم..من از آزادی خواهانی که منتظرن آزادی به دست بیارن و خون گروه مقابلشون و بریزن متنفرم..من از این همه استرس تو ۲۱ سالگیم متنفرم..من از اون خارج نشینی که خودش و خونواده اش تو اسایشن و برای یه ازمون و خطای دوباره میخواد جوون های ایران بها بدن متنفرم..من از این شستشوی مغزی متنفرم..
•من از ادمایی که طرفدار کسی شدن که به دشمنای ما پیشنهاد فلان و فلان میده،نفرت دارم..تمام وجودم،تک تک سلول های بدنم،تک به تک نفسی که میکشم از امثال شماها نفرت داره..فرقی هم برام نداره غریبهاس،دوسته،آشناس،یا هرکس..شماها که وجدان درد میگیرید برای اون جوونای پرپر شده ای که تو خیابون رفتن، برای اون بچههای مظلومی که تو خواب کشته شدن،وجدان درد نمیگیرید بی غیرتا؟
….
.
.
“یاعلی