ویرگول
ورودثبت نام
پانیذ.پ
پانیذ.پبه قول پرویز شاپور:به نگاهم خوش امدی! https://t.me/tehrandarbaadzohr
پانیذ.پ
پانیذ.پ
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

۳۱ اردیبهشت-زادروز

نمیدانم از کجا باید شروع کنم. اما چون دارم رمان خودم را مینویسم، ذهنم بسته شده است و وارد اکنون به سختی میشوم.

لازم هست تاکید کنم انسان های نمک نشناسی هستیم؛تا وقتی دور گردون بر وفق مرادمان باشد، لبخند بر لب داریم و شکر خدا و وقتی هم نباشید،سوگ بر دل گذاشته و شکایت از اینکه چرا من..

نمیدانم چه میگویم اما هیچ سالی نبودی کاش امسال هم قبل از زادروزم نبودی تا نبودنت را امروز انقدر احساس نکنم. احساس تنهایی میکنم..

آمدی و تنهاترم کردی و رفتی

اما من این تنهایی را دوست دارم

اما نه وقتی که بودن با تو را تجربه کردم..

حس عجیبی دارد امسال..

دوگانگی ای که هردوی آن عذابت میدهد و تو نمیدونی بین بد و بدتر کدام را باید انتخاب کنی..

بگذریم..اینجا جایش نیست..قرار ما بماند در همان فایل داخل لپ تاپ با عنوان«اولین عشق»..

خدایا شکرت بابت اینکه این یک سال پر از سختی را دیدم و توانستم تحمل کنم و زنده بمانم..

خدایا شکرت که فرصت زندگی کردن را به من دادی..

خدایا شکرت بابت حس های قشنگ این یک سال..

خدایا شکرت بابت دردهایی که بعدش برایم لبخند اوردی..

خدایا شکرت بخاطر نفس اطرافیانم..

خدایا شکرت بابت چشمانم که این یک سال دید..

خدایا شکرت که تنهایم نگذاشتی و ارتباط بینمان را قطع نکردی..

نیاز دارم به کمکت برای امشب..

امشب سخت و سنگین است..

.

.

-پانیذ.پ

“یاعلی

۴
۲
پانیذ.پ
پانیذ.پ
به قول پرویز شاپور:به نگاهم خوش امدی! https://t.me/tehrandarbaadzohr
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید