ویرگول
ورودثبت نام
میخک سفید
میخک سفید《از دل روزمرگی ها واژه میسازم》
میخک سفید
میخک سفید
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

شالیزار

خواب دیدم

در زندگی بعدی

باغبان بودم

گلفروشی

در شلوغ‌ترین

خیابانِ شهر

همان‌جا که

گام‌های خسته

پیوسته

در حرکت بودند

تمامِ جهانم

باغی بود

به وسعتِ

یک بغل

نرگسِ سپید

پنجره‌های باز

تمامِ خیابان را

شالیزار می‌کرد

و عصرهای نارنجی

آغوش می‌گشود

به گرم‌کردنِ

آدمک‌های یخ‌زده

وقتی شلوغی

در سکوتِ ستاره‌ها

فرو می‌رفت

من می‌ماندم و

شبدر

و بذرهایی

به امیدِ رویش

۲۱
۷
میخک سفید
میخک سفید
《از دل روزمرگی ها واژه میسازم》
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید