ویرگول
ورودثبت نام
میخک سفید
میخک سفید《از دل روزمرگی ها واژه میسازم》
میخک سفید
میخک سفید
خواندن ۱ دقیقه·۸ روز پیش

گمشده

پرندگان جنوبی
ساکن اشیان
خویش
شده اند

خاک های
سرد شمالی
فرو نشسته

مدال های نقره ای
روی لباس های جنگی
می درخشد

سیاستمداران
آغوش گشوده اند
به صلح

پشت تپه ها ولی
کسی هنوز در باد
مویه می کند

زنی که مدال ندارد
تابحال توپ های جنگی را
در اغوش نگرفته

موهای سپیدش
بسان پرچم
در باد می رقصند

چشمان هراسانش
خنده های پسری را
خوب بخاطر دارد

از سرو مادر
استخوان های ماند
که بوی وطن می دادند

میان خاک های سرخ
استخوان ها تقلا می کنند
برای روییدن

پاییز زمستان
یا شاید بهار
گلی رویید

که زن را
مادر صدا بزند

مادر بوی فرزندش را
خوب بخاطر دارد

پست جدیدجدیدشهید گمنام
۲۱
۰
میخک سفید
میخک سفید
《از دل روزمرگی ها واژه میسازم》
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید