ویرگول
ورودثبت نام
سعیده ملایی
سعیده ملایینویسنده، مترجم.
سعیده ملایی
سعیده ملایی
خواندن ۶ دقیقه·۴ روز پیش

برملاشدن راز ترسناک گم‌شدن تارا‌کالیکو همزمان با افشای پرونده اپستین!

این متن قبل از افشای پرونده اپستین، چندسال پیش در رسانه‌ها منتشر شده بود، حالا با افشای پرونده اپستین، راز ترسناک گم‌شدن تارا این دختر آمریکایی، ابعاد جدیدتری به خود گرفته‌ و می‌تواند بر دزدی‌های سیستماتیک انسان در آمریکا اشاره کند
این متن قبل از افشای پرونده اپستین، چندسال پیش در رسانه‌ها منتشر شده بود، حالا با افشای پرونده اپستین، راز ترسناک گم‌شدن تارا این دختر آمریکایی، ابعاد جدیدتری به خود گرفته‌ و می‌تواند بر دزدی‌های سیستماتیک انسان در آمریکا اشاره کند

تارا کالیکو دختری ۱۹ ساله بود؛ عاشق کتاب خواندن و ورزش بود و در آرزوی این بود که روزی روان‌شناس یا روان‌پزشک شود… اما متأسفانه این رویاها و آرزوها در پیچ‌وخم داستان عجیب زندگی‌اش پراکنده شدند.
تارا هر روز صبح با مادرش سوار دوچرخه می‌شد و با هم گردش می‌کردند. او در شهر نیومکزیکو آمریکا با مادرش و ناپدری‌اش زندگی می‌کرد.
صبح روز ۲۰ سپتامبر ۱۹۸۸، حدود ساعت ۹:۳۰ صبح، تارا طبق عادت همیشگی برای گردش با دوچرخه از خانه بیرون رفت. اما این بار مادرش، پتی دویل، همراهش نیامد. دلیلش این بود که روز قبل احساس کرده بود ماشینی آن‌ها را تعقیب می‌کند؛ حس خوبی نداشت، نگران شده بود و ترجیح داد در خانه بماند. از تارا هم خواست که او هم بیرون نرود و در خانه بماند، اما تارا اصرار کرد که حتماً گردش معمولش را انجام دهد؛ حتی با وجود نگرانی مادرش از این مسیر طولانی که معمولاً حدود دو ساعت طول می‌کشید.

تارا کالیگو، ۱۹ ساله

در همان روز، تارا قرار بود ساعت ۱۲:۳۰ ظهر با نامزدش قرار بگذارد و با هم تنیس بازی کنند.
تارا در این گردش فقط یک واکمن ساده و یک کاست از گروه موسیقی بوستون همراهش داشت تا در حین دوچرخه‌سواری به آن گوش بدهد.
مادر تارا منتظر بود که دخترش زود برگردد و معمولاً ساعت ۱۲ ظهر به خانه می‌رسید… اما تارا در آن ساعت برنگشت… نه تنها در آن ساعت، بلکه دیگر هیچ‌وقت برنگشت!
ساعت دو بعدازظهر، نگرانی مادر به اوج رسید. خودش به جاده‌ای که تارا همیشه از آن مسیر می‌رفت رفت تا دنبالش بگردد، اما هیچ اثری از او پیدا نکرد. در نتیجه به پلیس خبر داد.
همان روز، یکی از مأموران پلیس نوار کاست موسیقی تارا را در کنار همان جاده پیدا کرد. چند مایل آن‌طرف‌تر هم تکه‌هایی از واکمن (دستگاه پخش صوت) او پیدا شد، اما هیچ‌وقت نه خود تارا پیدا شد و نه دوچرخه‌اش.

وسایل به جا مانده از تارا
وسایل به جا مانده از تارا


با گسترش تحقیقات و پخش اخبار ناپدید شدن دختر، چند شاهد جلو آمدند و ادعا کردند که تارا را دیده‌اند در حالی که توسط یک وانت (پیک‌آپ) سفید رنگ فورد مدل ۱۹۵۳ تعقیب می‌شد.
هنوز مشخص نیست که آیا راننده این خودرو در ناپدید شدن تارا نقش داشته یا نه.
پلیس تحقیقاتش را ادامه داد، اما همیشه به بن‌بست می‌رسید. با این حال پرونده هیچ‌وقت بسته نشد و همچنان پر از اتفاقات غیرمنتظره بود...
در سال ۱۹۸۹، پلیس گزارشی دریافت کرد که طبق آن، دختری شبیه تارا کالیکو در یکی از سواحل شهر پورت سنت جو (در فلوریدا) دیده شده بود، همراه با گروهی از مردان.
به گفته شاهدان، رفتار این دختر بسیار عجیب بود؛ کاملاً مشخص بود که او با اکراه همراه آن‌ها است و فقط به دستورهای همراهانش عمل می‌کند.محققان فوراً به محل رفتند، اما هیچ اثری از تارا پیدا نکردند.
چند ماه بعد، در همان منطقه، زنی ماشینش را در پارکینگ یکی از مراکز خرید (مول) پارک کرد. وقتی از ماشین پیاده شد، متوجه یک وانت سفید رنگ شد که در جای پارک کناری ایستاده بود.
ابتدا زیاد به آن توجه نکرد، وارد فروشگاه شد و بعد از خرید، وقتی برگشت تا سوار ماشین شود، متوجه عکسی شد که روی زمین افتاده بود؛ دقیقاً همان جایی که وانت سفید پارک بود.
عکس، یک پولاروید بود که دختری ناشناس و کنارش یک پسربچه کوچک را نشان می‌داد؛ دهان هر دوی آن‌ها با چسب نواری بسته شده بود و دست‌هایشان از پشت بسته شده بود. از ظاهر عکس معلوم بود که هر دو در قسمت عقب یک وانت هستند.
زنی که عکس را پیدا کرد گفت که وانت، یک وانت باری تويوتا سفید بدون پنجره بود و راننده‌اش مردی حدوداً سی‌ساله با سبیل بود.
پلیس بلافاصله پست‌های بازرسی روی جاده‌ها گذاشت، اما هیچ‌وقت آن مرد یا وانت را پیدا نکرد.

عکسی که زن در پارکینگ پیدا کرد
عکسی که زن در پارکینگ پیدا کرد


این عکس به مادر تارا نشان داده شد. او بلافاصله تأیید کرد که دختر داخل عکس، دختر گمشده‌اش تارا است. مادرش او را از روی یک جای زخم (اسکار) روی ران پایش شناخت که از تصادف رانندگی قدیمی به جا مانده بود. علاوه بر این، در عکس کنار دختر یک کتاب کاغذی از نویسنده مورد علاقه تارا (وی. سی. اندروز) دیده می‌شد.
عکس به طور گسترده در روزنامه‌ها منتشر شد و پرونده به یک موضوع عمومی و جنجالی تبدیل شد.
به زودی خانواده‌ای جلو آمد و گفت که پسربچه داخل عکس، پسرشان مایکل هینلی ۹ ساله است که قبل از ناپدید شدن تارا کالیکو، از همان شهر نیومکزیکو گم شده بود – دقیقاً همان شهری که تارا در آن زندگی می‌کرد.
اما در سال ۱۹۹۰، بقایای جسد مایکل هینلی در کوه‌های زونی در نیومکزیکو پیدا شد؛ فقط هفت مایل دورتر از کمپینگ جایی که گم شده بود. جسدش مدت‌ها بود که تجزیه شده بود.
و دوباره پرونده به بن‌بست رسید. نه وانت پیدا شد، نه راننده‌اش، نه قربانیان... پرونده همچنان باز ماند.
در سال ۲۰۰۸، فرماندار (یا شهردار) شهرستان والنسیا اعلام کرد که اطلاعاتی دریافت کرده مبنی بر اینکه دو نوجوان با وانتشان به طور تصادفی به تارا کالیکو برخورد کردند، وحشت‌زده شدند، بعداً او را کشتند و از جسدش خلاص شدند. اما این مقام هیچ‌وقت هیچ مدرکی برای ادعایش ارائه نکرد و بدون وجود جسد، عملاً امکان باز کردن پرونده علیه این دو نوجوان وجود نداشت.


در اکتبر ۲۰۱۳، مردی روی تخت مرگ اعتراف کرد که همسایه‌اش لورنس رومرو (Lawrence Romero) به همراه چند دوستش، وقتی تارا را در حال دوچرخه‌سواری دیدند، او را ربودند، مورد تجاوز قرار دادند و بعداً برای اینکه چیزی نگوید، کشتندش.
پس از این ادعا، یک تیم شش‌نفره تشکیل شد تا شواهد و ادعاهای جدید را بررسی کند، اما در نهایت به هیچ نتیجه مشخصی نرسیدند.
در سال ۲۰۱۹، دفتر تحقیقات فدرال (FBI) جایزه‌ای ۲۰ هزار دلاری اعلام کرد برای هر کسی که اطلاعات دقیق و مفیدی ارائه دهد که به شناسایی هویت یا مکان تارا کالیکو منجر شود.
مادر تارا بعداً به خاطر شوک ناپدید شدن دخترش دچار چندین سکته مغزی شد. او در خانه سالمندان زندگی می‌کرد و هر روز از پنجره خیره می‌شد و منتظر بود دخترش را ببیند، اما هیچ‌وقت او را ندید و در اوایل دهه جدید (اوایل ۲۰۰۰) درگذشت.
با مرگ مادرش به نظر می‌رسید که پرونده ناپدید شدن تارا کالیکو کاملاً فراموش شود، اما خواهرش میشل دویل (Michelle Doyle) راه مادرشان را ادامه داد و همچنان در جست‌وجوی سرنوشت خواهرش است.

عکس دیگری که سال‌ها بعد پیدا شد و گفتند متعلق به تاراست… مردی داخل وانت در حال شکنجه دختری ربوده‌شده
عکس دیگری که سال‌ها بعد پیدا شد و گفتند متعلق به تاراست… مردی داخل وانت در حال شکنجه دختری ربوده‌شده


با این حال، پرونده ناپدید شدن تارا کالیکو همچنان یک معمای حل‌نشده باقی مانده و یکی از عجیب‌ترین موارد ناپدید شدن است که تاکنون حل نشده. سؤال همچنان باقی است: چه بر سر این دختر آمد؟ و آن پسربچه در عکس کیست؟ آیا آن‌ها قربانی مافیایی هستند که در ربودن نوجوانان و کودکان تخصص دارند و آن‌ها را به عنوان «هدیه» به ثروتمندان و افراد مشهور می‌دهند تا در ازای نفوذ و مصونیت معامله کنند؟ آیا چنین چیزی در آمریکا ممکن است؟ چرا که نه؟ مگر رسوایی جفری اپستین (Jeffrey Epstein) نشان نداد که مهمانی‌های جنسی برگزار می‌شد و نوجوانان به افراد بانفوذ – از جمله روسای جمهور و شاهزادگان – عرضه می‌شدند تا بعداً با آن‌ها اخاذی کنند و امتیاز بگیرند؟

کتاب خواندنگروه موسیقی
۴
۰
سعیده ملایی
سعیده ملایی
نویسنده، مترجم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید