ویرگول
ورودثبت نام
سعیده ملایی
سعیده ملایینویسنده، مترجم.
سعیده ملایی
سعیده ملایی
خواندن ۵ دقیقه·۷ روز پیش

هیولا با ۲۱ چهره، معمای حل نشده پلیس ژاپن

نویسنده و مترجم: سعیده ملایی/
نویسنده و مترجم: سعیده ملایی/

در مارس ۱۹۸۴، دو مرد نقاب‌دار به خانه کاتسوهیسا ایزاکی، مدیر اجرایی شرکت ایزاکی گلیکو (یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های مواد غذایی و شیرینی‌سازی در ژاپن) حمله کردند، او را در حضور خانواده‌اش بستند و به انباری ناشناخته بردند. سپس با شرکت تماس گرفتند و برای آزادی او، ۱۰۰ میلیون ین ژاپنی و ۱۰۰ کیلوگرم شمش طلا مطالبه کردند، اما ایزاکی خوشبختانه پیش از پرداخت باج موفق به فرار شد.

این فقط آغاز مجموعه‌ای از رویدادهای عجیب بود که توسط یک شخص یا گروهی انجام شد و خود را «هیولای با ۲۱ چهره» نامیدند؛ نامی برگرفته از سری رمان‌های کارآگاهی مشهور ژاپنی.

کاتسوهیسا ایزاکی، توانست فرار کند
کاتسوهیسا ایزاکی، توانست فرار کند

در آوریل، خودروهای پارک‌شده بیرون مقر شرکت گلیکو به آتش کشیده شد. سپس «هیولا» شروع به ارسال نامه‌ها کرد. اولین نامه همراه با ظرف پلاستیکی حاوی اسید هیدروکلریک به عنوان تهدید به سوزاندن شرکت و کارکنانش رسید. نامه با نام «هیولای با ۲۱ چهره» امضا شده بود و ادعا می‌کرد برخی از محصولات شیرینی شرکت با سیانید مسموم شده‌اند. شرکت جلسه‌ای تشکیل داد و تصمیم گرفت تمام شیرینی‌های خود را از فروشگاه‌های سراسر ژاپن جمع‌آوری کند؛ این کار فاجعه‌ای بود که بیش از ۲۱ میلیون ین برای شرکت هزینه داشت و باعث از دست رفتن شغل ۴۰۰ کارگر پاره‌وقت شد.

این نشانه‌ای بود که شرکت گلیکو هدف کسی قرار گرفته است. پلیس تلاش‌های خود را که از زمان ربودن ایزاکی آغاز کرده بود، افزایش داد تا عاملان این اقدامات علیه او، شرکت و کارکنانش را شناسایی کند. اما «هیولا» در نامه‌ای پلیس را مسخره کرد و جزئیاتی از نحوه ورودش، ماشین تحریری که برای نوشتن نامه‌ها استفاده کرده بود و محل تهیه اسید را فاش کرد. پلیس در سراسر کشور به دنبال او گشت اما دست خالی بازگشت.

نامه‌ها به شرکت گلیکو ادامه یافت تا اینکه آخرین نامه رسید: «ما گلیکو را می‌بخشیم»، سپس آزار و اذیت شرکت متوقف شد و «هیولا» به سمت شرکت غذایی دیگری به نام موریناگا رفت.

در اکتبر، نامه‌ای به مطبوعات ارسال کرد که خطاب به تمام مادران ژاپن بود و اعلام می‌کرد ۲۰ جعبه شیرینی موریناگا را مسموم کرده و روی قفسه‌های فروشگاه‌ها در سراسر ژاپن قرار داده است. پلیس سراسر کشور را گشت و توانست جعبه‌ها را بازیابی کند. شناسایی آن‌ها آسان بود زیرا تروریست مودبانه و دوستانه عمل کرده و روی جعبه‌ها برچسب زده بود: «خطر: حاوی مواد سمی».

دوربین مداربسته در یکی از فروشگاه‌ها تصویری مبهم از مردی ثبت کرد که شیرینی مسموم را روی قفسه می‌گذارد؛ او کلاه‌ای پوشیده بود که صورتش را می‌پوشاند. ربودن اولیه توسط دو مرد انجام شده بود، در حالی که این مرد تنها ظاهر شد، بنابراین پلیس مطمئن نبود چند نفر درگیر هستند.

پس از مدتی، «هیولا» دامنه نامه‌هایش را گسترش داد و به یکی از روزنامه‌های ژاپنی نوشت:

«ای افسران پلیس احمق عزیز. دروغ نگویید. همه جرایم با دروغ آغاز می‌شود، همان‌طور که در ژاپن می‌گوییم. آیا این را نمی‌دانید؟ … به نظر می‌رسد گیج شده‌اید.»

پلیس به پیگیری سرنخ‌های موجود ادامه داد اما همچنان در سردرگمی ماند تا اواخر ژوئن همان سال (تابستان ۱۹۸۴) که «هیولا» فعالیت‌هایش را گسترش داد و از شرکت‌های دیگر شیرینی و مواد غذایی هم باج خواست و گفت در ازای ۵۰ میلیون ین فعالیت‌هایش را متوقف می‌کند.

«هیولا» خواست پول را از قطار سریع‌السیر به سمت کیوتو پرتاب کنند و مکان را با پرچم سفید روی جاده مشخص کنند. پلیس پول را جمع کرد و مأموری مخفی سوار قطار شد اما پرچمی ندید. با این حال، مردی با رفتار مشکوک توجهش را جلب کرد؛ هیکلی ورزشی داشت و چشمانش – به گفته مأمور – «مانند چشمان روباه» بود. علی‌رغم تلاش‌ها برای زیر نظر گرفتن، او در ایستگاه کیوتو از دست مأموران گریخت.

در نوامبر، درخواست باج دیگری با همان روش آمد اما باز هم کسی دستگیر نشد. بعداً همان مرد مرموز در ماشینی طی عملیات فریب دیده شد، فرار کرد و پلیس ماشین را پیدا کرد و متوجه شد که او از دستگاه گیرنده رادیویی برای شنود مکالمات پلیس استفاده می‌کرده است.

پلیس بر اساس فیلم فروشگاه و توصیف مرد در قطار، پوستری از مظنون منتشر کرد اما کسی او را شناسایی نکرد.
پلیس بر اساس فیلم فروشگاه و توصیف مرد در قطار، پوستری از مظنون منتشر کرد اما کسی او را شناسایی نکرد.

«هیولا» همچنان شرکت‌های بزرگ را آزار داد، پلیس را مسخره کرد و آزادانه در خیابان‌ها قدم زد در حالی که یکی از تحت تعقیب‌ترین افراد جهان بود اما هیچ‌کس دستگیر نشد.

رئیس تیم تحقیق از شکست مقابل این هیولا ناامید شد، استعفا داد اما استعفا از زندگی بود؛ خودسوزی کرد و خودکشی نمود.

«هیولا» ادعا کرد که این بازرس اولین قربانی‌اش است، هرچند مستقیم نبود اما فشار تحقیقات بی‌نتیجه او را به این کار واداشت.

در نهایت، «هیولا» با غرور تصمیم به ناپدید شدن گرفت و آخرین نامه را به رسانه‌ها فرستاد و در آن خودکشی بازرس را مسخره کرد و اعلام توقف کرد:

«رئیس پلیس جان باخت. چه عمل احمقانه‌ای از او! ما هیچ دوستی یا مکان مخفی برای پنهان شدن نداریم … پلیس در این یک سال و پنج ماه چه می‌کرد؟ نگذارید مجرمانی مثل ما فرار کنند … تصمیم گرفتیم آزار شرکت‌های غذایی را فراموش کنیم. اگر کسی شرکت غذایی دیگری را باج‌خواهی کند، ما نیستیم بلکه تقلیدکننده است. ما شروریم و کارهای زیادی به جای تروریسم شرکت‌ها برای انجام دادن داریم.»

داستان «هیولای با ۲۱ چهره» توجه رسانه‌های ژاپن و بین‌المللی را جلب کرد. پرونده حل نشد و هیچ عضوی از گروه (اگر گروهی بود) شناسایی نشد. پلیس ژاپن پرونده را بست و دیگر باز نکرد.

«هیولای با ۲۱ چهره» بسیار باهوش بود و توانست با وجود امکانات عظیم پلیس و شرکت‌ها، آن‌ها را بازی دهد. انگیزه روشنی نداشت اما به نظر می‌رسد کینه‌ای از شرکت‌های غذایی داشته و می‌خواست آن‌ها را از نظر مالی نابود کند و اعتبارشان را در جامعه ژاپن خدشه‌دار سازد.

شاید دوست داشته باشید درباره پرونده‌های پلیسی ژاپن بیشتر بخوانید: 👇

سرقت ۳۰۰ میلیون ین؛ سرقتی که نیم قرن ژاپن را مبهوت کرد!

مواد غذاییژاپنهیولا
۲۶
۶
سعیده ملایی
سعیده ملایی
نویسنده، مترجم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید