ویرگول
ورودثبت نام
ayda kazemi
ayda kazemiدریای آروم هیچوقت ناخدای قهرمان نمیسازه🥰
ayda kazemi
ayda kazemi
خواندن ۳ دقیقه·۴ روز پیش

وقتی دنیا سرلج می افته

دیدی بعضی روزا اصلاً انگار طلسم شده؟ چرا همه‌چی گره میخوره؟

حتماً برای تو هم پیش اومده؛ از همون ثانیه‌ای که چشمات رو باز می‌کنی، یه حس عجیبی داری. هنوز از تخت نیومدی پایین، پات گیر می‌کنه به لبه‌ی فرش یا گوشیت از دستت می‌افته😖. بعد تا می‌خوای چای درست کنی، می‌بینی قند تموم شده یا شیرِ تو یخچال ترشیده. همون‌جا تو دلت میگی: «ای بابا، امروز قراره چه بلایی سرم بیاد؟»🥺

انگار همه‌چیز دست به دست هم دادن تا اعصابت رو خورد کنن. ترافیک سنگین‌تر از همیشه است، اون ایمیلی که منتظرش بودی نمیاد، یا یهو یه کارِ عقب‌افتاده از سه ماه پیش یادت می‌افته که باید همین الان انجامش بدی. آخر شب که می‌خوای سرت رو بذاری رو بالش، فقط یه جمله تو ذهنت می‌چرخه: «خدایا، امروز چی بود دیگه؟ اصلاً چرا هیچی سر جاش نبود؟😢

بیا چند تا دلیلش رو به زبون خودمون بررسی کنیم:

۱. ذهنِ خسته‌ی ما، همه‌چیز رو سیاه می‌بینه

بعضی وقتا واقعاً همه‌چیز اون‌قدرها هم بد نیست، فقط ما از درون خالی شدیم. وقتی خوابت کمه، وقتی استرسِ فلان کار رو داری، یا وقتی چند روزه یه نفسِ راحت نکشیدی، آستانه‌ی تحملت میاد پایین. یه اتفاق کوچیک که یه روز عادی فقط یه لبخند بهش می‌زنی، توی این وضعیت تبدیل میشه به یه فاجعه‌ی بزرگ. انگار عینک بدبینی زدی به چشمات و همه‌چیز رو تیره‌تر از چیزی که هست می‌بینی.🧐

۲. قانون «اثر دومینو»

می‌دونی چی کار می‌کنه؟ یه اتفاق کوچیکِ بد، یه زنجیره درست می‌کنه. دیر بیدار شدی؟ پس صبحونه نخوردی. صبحونه نخوردی؟ پس تا ظهر گرسنه‌ای و عصبی. عصبی شدی؟ پس با همکارت بد صحبت کردی. اونم جوابت رو میده و کل روزت میشه بحث و اعصاب‌خوردی. در واقع، ما خودمون با عکس‌العمل‌هامون به اون اتفاق اول، بقیه‌ی روز رو هم به کام خودمون تلخ می‌کنیم.

۳. کمال‌گراییِ سمی؛ مگه قرار بود همه‌چی عالی باشه؟

خیلی وقتا زورمون به دنیا نمی‌رسه، چون توقع داریم «همه‌چیز» طبق برنامه‌ی ما پیش بره. انگار تو ذهن‌مون نوشتیم: «باید امروز این ۳ تا کار رو انجام بدم، خونه تمیز باشه، ورزش کنم و تازه کلی هم انرژی داشته باشم.» خب عزیز من، زندگی که ربات نیست! یهو یه اتفاق غیرمنتظره می‌افته، برنامه بهم می‌ریزه و ما هم چون می‌بینیم کامل پیش نرفته، کلاً دلسرد میشیم و می‌گیم دیگه فایده نداره.

حالا تو این روزای نحس چیکار کنیم؟🤔

وقتی دیدی اوضاع داره می‌ره سمتِ خراب‌شدنِ کامل ،این چند تا کار رو امتحان کن:

فقط «صبر» کن:وقتی دیدی گره‌ها دارن کور میشن، دست و پا نزن. بشین، یه چای بخور، یه نفس عمیق بکش. گاهی بهترین کار اینه که بذاری طوفان بگذره و اون روز رو با حداقل خسارت تموم کنی.

انتظارت رو بیار پایین: اگه می‌بینی روزت عالی پیش نمیره، بگو: اوکی، امروز قراره فقط زنده بمونم و کارهای ضروری رو انجام بدم. لازم نیست حتماً قهرمان باشی.

یه کارِ خیلی ساده انجام بده: گاهی مرتب کردنِ همین میزِ کار یا شستنِ چند تا ظرف، حسِ «کنترل داشتن روی اوضاع» رو به آدم برمی‌گردونه.

بپذیر که همینه دیگه! یه وقتایی دنیا روی دورِ لج میفته. به جای جنگیدن، فقط به خودت بگو: خب، این هم از روزای عجیب زندگی، فردا یه فرصت دوباره‌ست.

حرف آخر:

این رو یادت باشه؛ یه روزِ بد، به معنیِ یه زندگیِ بد نیست. همه‌مون از این روزها داریم. مهم اینه که وقتی شب شد، خودت رو سرزنش نکنی. بخواب، استراحت کن و یادت باشه که فردا صبح دوباره خورشید طلوع می‌کنه و تو می‌تونی همه‌چیز رو از نو شروع کنی.🤗

اصلاً سخت نگیر، امروز هم گذشت…

کاردنیابدشانسیاحساس
۲
۰
ayda kazemi
ayda kazemi
دریای آروم هیچوقت ناخدای قهرمان نمیسازه🥰
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید