ویرگول
ورودثبت نام
شیرین
شیریندلیل دل‌های گمگشته
شیرین
شیرین
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

اگه امشب فیله سوخاری استودیو بهت بدم حالت خوب میشه؟

دوست ندارم برگردم خونه. دوست ندارم مدرسه باشم. از آدم‌های دورم بدم می‌آد. دوست ندارم ازدواج کنم. دوست ندارم در این مرحله از زندگی‌م باشم.دوست ندارم انقدر چاق باشم.دوست ندارم انقدر بیچاره و طفلکی باشم. دوست ندارم انقدر کلافه اینجا نشسته باشم. نمی‌خوام هیچ‌جا باشم. حال‌م از صدای این خرِ بی‌شعور داره بهم می‌خوره. نمی‌دونم از س ر بیشتر بدم می‌اد یا آ ج؛ مثل مشکل‌م سر مقایسۀ تنفر بین م ن و م ن. دست زهرا رو در حال نوشتن دارم می‌بینم. بیا بهت بگم چقدر حال‌م بده.توی دسشویی برزگر رو بغل کردم و گریه کردم. دنبال بلیط می‌گردم چقدر امیدوارم یه بلیط خیلی خوب... نبود.

اصلاً در خودم نمی‌بینم که حدود 10 ساعت بتونم توی ماشین باشم برای رسیدن به مشهد. دوست دارم بهشت رضا دراز بکشم و بخوابم. خوابی خیلی طولانی! چقدر خوشحالم نمازم رو خوندم. امروز در یکی از جدی‌ترین قسم‌هام گفتم به همین موسی بن جعفری که براش مشکی پوشیدم. نمی‌دونم حاضرم چیکار کنم و چه هزینه‌ای بدم تا صدای جیغ و نکرۀ این خرِ بیشعور رو نشنوم. پس این پیرزن پرحاشیه از همون موقع این کاره بوده. خااااااااااااانوووووووووووووماااااااااااااا ببخشییییییییییییییییییییییییییید. به نظرتون این 2 تا کلمه رو در 3 ساعت اخیر چندبار شنیدم؟ امروز حتماً به نرجس و حبیبا زنگ می‌زنم. اتود م ط که فکر می‌کنم زیرآب منو زده دستم بود. برچسب اسمش رو کندم و ریز ریز انداختم ته لیوان چایی. امیدوارم خودش هم روی آب بخنده.وای میگه من اعتماد به نفس کافی ندارم. ته قلبم قهقهه زدم زدم. حیواااااان.

حالا یک روز می‌گذرد. دیشب فیله سوخاری خوردم و آخرین قسمت فصل اول بامدادخمار را نگاه کردم. حالم از همه چیز کلافه و ناخوش است. شاید اینکه فردا شب را در اتاق دیگری غیر از اتاق خودم که این روزها برایم حکم قفس دارد بگذرانم کمی خوش‌تر شوم. شاید اگر اکرم را ببینم بهتر شوم. نمی‌دانم...


۴
۰
شیرین
شیرین
دلیل دل‌های گمگشته
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید