ویرگول
ورودثبت نام
lia
liaسبز سبزم، ریشه دارم.
lia
lia
خواندن ۱ دقیقه·۱۴ روز پیش

قدردانی از تعادل

سرگیجه ی ناگرامی دست از سرم برنمیداشت، پس برای جویا شدن علت به گوگل متوسل شدم. اگه اوضاع عادی بود قطعا جی پی تی اولین مشاورم میشد و دلداریم میداد که : ببین، هیچیت نیست عزیزم! اینارو مصرف کن و استراحت کن تا خوب بشی! اما خب فعلا فقط گوگل هست تا یک سرگیجه ی رندم رو به هر بیماری زمینه ای که توی جهان هستی وجود داره ارتباط بده. البته نمیدونم تا چقدر رندم. ولی آزاردهندست. بعد از ناامید شدن های مداوم موقع سرچ کردن و البته تلاش برای مقابله ی معنوی با اوضاع، بالاخره فرصت شد تا برم دکتر و بفهمم قضیه یکم جدیتر از چیزیه که فکر میکردم، مربوط به گوش و تعادل بود و از یه لیست بلند بالایی منع شدم که دو تا از favorite ترین کارهام رو مستقیم و یکی رو غیر مستقیم شامل میشد. موسیقی و هدفون ممنوع شد. از چرخوندن چشم(چه phrase عجیبی!) روی کلمات کتاب به شکل طولانی مدت باید دوری کنم. و اما سر بالا گرفتن هم تا چند روز نمیتونم انجام بدم! این یعنی پیاده روی عصرا و شبا که از رفتن فقط هدفم دیدن آسمون بود رو هم تا چند روز نمیتونم برم. ( بنظرم برای کسی که هیچ سبزه یا جنگل و دریایی اطراف محل زندگیش نیست، آسمون دست یافتنی ترین شکل طبیعته)

حقیقتا از دست دادن تعادل و سرگیجه اخرین چیزایی بود که شاید به ذهنم میرسید

چقدر خسته کنندست

چرا اینقدر بهبودی زمان میبره؟

چرا تا چیزی رو از دست ندیم نمیفهمیم چه نقش پررنگی داشته؟

چرا کنار اومدن جدیدا سخت شده؟

چرا من دارم یه سرگیجه رو اینقدر بزرگ میکنم؟

نمیدونم. کلافه شدم. اگه میتونین تعادلتون رو حفظ کنین، الان بهترین وقتِ دونستن قدرشه. و البته هر چیز دیگه ای که شاید قدر دونستنش به تعویق افتاده.

روزمره نویسیسرگیجهقدردانی
۲۶
۴
lia
lia
سبز سبزم، ریشه دارم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید