lia·۱۴ روز پیشقدردانی از تعادلسرگیجه ی ناگرامی دست از سرم برنمیداشت، پس برای جویا شدن علت به گوگل متوسل شدم. اگه اوضاع عادی بود قطعا جی پی تی اولین مشاورم میشد و دلداریم…
lia·۱۷ روز پیششنا،شنا،شنا میکنیماین روزا کنترل خشم برام خیلی سخت شده. نه اینکه برم تو سر همه غر بزنم و داد و فریاد راه بندازم. نه. ولی با کوچیکترین جرقه ای احساساتم شعله و…
lia·۲۳ روز پیشنُت های ممنوعهسر تکجلسه ی امتحانی طراحی بودم که مربی فرصتش رو بهم داده بود شرکت کنم تا ببینم کلاس مورد علاقم هست یا نه و من هم سخت مشغول اوردن چراغ رومی…
lia·۲۴ روز پیشچی حالتون رو یکم بهتر میکنه؟من عاشق دستبندم! دستبند های رنگی، بافتنی با دست، سنگ و هر چیز ظریف و بامزه ای که با عشق و هنر درست شده باشه. وقتی خیلی روحیم گرفتست میرم و…
lia·۲۵ روز پیشابرقهرمان مورد علاقه و هر چیز دیگه ای!امروز چهارمین جلسه ی شاهنامه خوانی رو شرکت کردم. وقتی میخوام برم کلی تو مسیر بخش قضاوتگر ذهنم شروع میکنه که : مطمئنی میخوای بری؟ آخه تو این…
lia·۱ ماه پیشنویسنده ی درون :)وسط بحبوحه های زندگی و دقیقا وقتی داشتم درباره ی اینترنت از فروشنده میپرسیدم، به خودم اومدم و دیدم دلم برای عادی زندگی کردن تنگ شده. راستش…
lia·۱ ماه پیش'عنوان'دلم برای بلند بلند فکر کردن توی مجازی تنگ شده بود و اینقدر از آخرین باری که چیزی نوشتم میگذره که دیگه کلمه ها انگار بی معنی ان. واقعا آزار…