انسان،مگر خوشبخت به دنیا نمی آید یا خوشبخت نمی میرد در این میان خوشبخت شدن یا بدبخت شدن دیگر چه صیغه ایست در مورد احاطه شدن توسط خیر و شر هم باید بگویم البته که
انسان توسط شیطان به رستگاری میرسد یا توسط خداوند شاید هم هر دو یکی باشند شاید هم در این جهان پر از رنج قدرت مطلق شیطان باشد و ما موظفیم از او پیروی کنیم وگر نه ما را از جهنمش بیرون می راند این جهان بسیار شبیه همان جایی است که قولش را به بد کاران داده اند،بی خیال نمیخواهم سر شما درد بیاورم چیزی میل دارید؟مهمان نگاهش را از روی خدمتکاری که بسیار تند و عمیق در مورد فلسفه نظر میداد بر نداشته بود گفت بله لطفاً یک قهوه و اگر وقت دارید خوشحال میشوم با بنده هم صحبت شوید خدمت کار بلافاصله به سمت پیشخوان برای ثبت سفارش رفت سپس باز گشت و در صندلی روبه رویی مهمان نشست برای اینکه سر نخ صحبت هایش را گم نکند ادامه داد،البته مهم این است که انسان پس از رستگاری به این جهان پر از درد و رنج و تعصب های بیجا بر سر چیز های بی خود باز نخواهد گشت شاید کورموزوم های بدن انسان پس از رستگاری در تنه ی سبز و جاندار درختی تنومند پوست بیندازد از کجا معلوم شاید هم تبدیل به شیره جان یا مایه حیات او شوم البته دوست دارم به موم های بسیار ظریف بر تن گیاهی خوش بو و البته بی خاصیت و بدون مسئولیت و ضعیف در یک منظره زیبا و دور افتاده که هیچ انسانی به قصد چیدنش به آنجا نیاید باشم یا بارها تجزیه شوم طوری که در هوا معلق و بر دوش نسیم سوار به تمام شهرها یا حتی در ریه های تمام موجودات جهان باشم البته دوست ندارم روی سطح دریا یا اقیانوس یا رودخانه ای خروشان شاهد خفه شدن و مرگ کسانی باشم که عزیزانش منتظر بازگشت او هستند آدم ناراحت می شود خب خنده ای ناخودآگاه سر داد و گفت انسان آن زمان که انسان نخواهیم بود از اینکه بسیاری از جاهایی که لبخند به لب با شخصی سخن میگوییم ریشه در خواسته تولید مثل ما دارد کمی ناراحت کننده است البته برای من خدمت کار اینگونه است سپس زاویه صورتش را صاف کرد و رو به مهمان پرسید شما چطور؟چه نفعی میبرید از مصاحبت با افراد مختلف مثل من؟مهمان شات قهوه اش را سر کشید و لیوان چینی کوچکش را روی میز گذاشت و همانطور که شات قهوه روی میز چوبی بازی میداد گفت آنقدر عمیق دقت نکرده ام شاید بتوان گفت که قدرت درک آن حقیقت را ندارم برای همین پذیرش این حس و کنکاش در این عمق از مسائل روانی برایم دشوار است شاید بخاطر این باشد که من زنم ما خیلی با حقیقت سر و کار نداریم اما خیال دارم با شما مخالفت کنم تا کمی بیشتر توضیح دهید بله حتما خوشحال می شوم توصیف این نگرش همیشه سبب سرخوردگی و شک در انسانها می شود زمانی پی میبری بسیاری از چیزهای پیچیده که فهمیدن شان برای آدم ها دشوار در کلیت همان ممنوعیت ها و چیزهاییست که خود شخص یا جامعه از آن متنفر است و یا حداقل چنین نشان میداد برای مثال اکثر آدم ها از گوشت و انواع حیوانات تغذیه می کنند اما کشتن حیوانات را امری وحشیانه و غیر انسانی میدانند.