مظاهر محمدزاده·۶ روز پیشچنار بیمارباید تا شلوارم خشک شود انشایی برای درخت بنویسم تا همه انگشت به دهن بمانند این را گفت و جستی زد و خود را به دستگیره آهنی در چوبی رساند در را…
مظاهر محمدزاده·۱ ماه پیشبچه مردمقدم هایت را تند برمی داشتی آنطور که من هر لحظه میگفتم الان است که زمین بخورد ولی بعد از آن بوسه ی مادرت و آن دستِ برو باریکلا که به پشتت زد…