ویرگول
ورودثبت نام
Marsh swan 🌄
Marsh swan 🌄مُرداب ، نه یک انتخاب ،که ترجیحی ست آرام ؛ در عبور از هیاهو و شتابزدگی‌ ؛تا یافتنِ آرامشی نهفته در خاموشی ✔
Marsh swan 🌄
Marsh swan 🌄
خواندن ۴ دقیقه·۱۵ روز پیش

دَمی با غم بِسر بُردن جهان ، یکسر نمی ارزد ...

حافظ آن پیری که دریا بود و دنیا بودبر "جویی" بفروخت این باغ بهشتی رامن که باشم تا به جامی نگذرم از آن ؟تو بزن بر نام شومم داغ زشتی را
حافظ آن پیری که دریا بود و دنیا بودبر "جویی" بفروخت این باغ بهشتی رامن که باشم تا به جامی نگذرم از آن ؟تو بزن بر نام شومم داغ زشتی را

درود و سلامتی به یاران جان 🌷🥰

شاید ۱۵ ۱۶ ساله بودم که پدر ، دیوان حافظی بمن داد .

در ابعاد ۱۲ در ۶ و ضخامت ۱/۵ سانت !

کاغذهای زرد شده از گذر ایام ...

چاپ شده ۱۳۲۲ ... قیمت ۲/۵ شاهی ...

با خط نستعلیق و کلمات کوچک و ریز ...

که گاهی برای خواندن کلمه ای ...ذره بین چاره بود !

با ظهور عشقی در آن دوران نوجوانی ،

حافظ برایم جلوه ای دیگر گرفت ...

دوران سربازی در جیب پیراهن خدمت بود ...

۲ ساعت در برجک نگهبانی...یاری مهربان ...

دیگر برگ هایش کم کم داشت از شیرازه جدا میشد ...

راستی ..‌مصور هم بود ...با نقاشی‌هایی رنگی و زیبا ...

به چاپخانه و صحافی بردم ...

با دقت و سلیقه برایش جلدی ساختند ...

برگ هایش را به شیرازه چسباندند ..‌.احیا شد ...

حدودا شاید ۳۸ سال از هر همراهی ...همراه تر بود ...

افسوس که در ترک و رها کردنِ همه چیز ...

او هم رها و ترک شد ...

اما حضورش همواره تا امروز و تا آخر ...با منست ...

من و حافظ دوستان تمام میشویم ...حافظ ...هیچگاه ...

استوار و ماندگار
استوار و ماندگار

دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمی‌ارزد

به می بفروش دلقِ ما، کز این بهتر نمی‌ارزد

به کویِ می فروشانش، به جامی بر نمی‌گیرند

زِهی سجادهٔ تقوا که یک ساغر نمی‌ارزد

رقیبم سرزنش‌ها کرد کز این باب رُخ برتاب

چه افتاد این سر ما را که خاکِ در نمی‌ارزد؟

شکوهِ تاجِ سلطانی که بیمِ جان در او دَرج است

کلاهی دلکش است اما به تَرکِ سر نمی‌ارزد

چه آسان می‌نمود اول غمِ دریا به بوی سود

غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی‌ارزد

تو را آن بِهْ که رویِ خود ز مشتاقان بپوشانی

که شادیِّ جهانگیری، غمِ لشکر نمی‌ارزد

چو حافظ در قناعت کوش و از دنیایِ دون بگذر

که یک جو مِنَّتِ دونان ، دو صد من زر نمی‌ارزد

واژه‌ها :

دَمی یعنی لحظه‌ای.

جهان یک سر یعنی همه دنیا.

دلق یعنی خرقه و لباس زهد.

مِی کنایه از شادی و رهایی.

حافظ می‌گوید :

اگر حتی یک لحظه از زندگی...

با غمی عمیق و فرساینده سپری شود،

تمام دنیا ارزش آن را ندارد.

او بلافاصله نتیجه می‌گیرد که اگر چنین است،

باید از چیزهایی که این غم را می‌سازند، دل کَند.

دلق در این بیت نماد زهد نمایشی و هویت تحمیلی است. شاعر می‌گوید :

اگر این ظاهر نتواند غم را کم کند، باید آن را فروخت.

معیار ارزش در نگاه حافظ، آرامش جان است.

نه تقدس ظاهری و نه داوری دیگران.

او زندگی را به حساب سود و زیان روح می‌سنجد.

وقتی سودی در کار نیست، معامله را به هم می‌زند. این بیت یک تصمیم روشن را بیان می‌کند.

در معنای کنایی، غم حاصل زندگی‌ای است که بر پایه نقش و تظاهر بنا شده است.

دلق نماد آن نقشی است که آدم برای مقبولیت اجتماعی می‌پوشد.

حافظ می‌گوید این نقش اگر انسان را از خودش دور کند، بی‌فایده است.

فروش دلق یعنی رها کردن تصویری که دیگران ساخته‌اند.

می در اینجا نماد زیستن بی‌واسطه و صادقانه است.

شاعر طرف صداقت را می‌گیرد، نه احترام ساختگی.

اگر قرار است غمگین باشی، دست‌کم به خاطر خودت نباش.

این بیت دعوت به شجاعت در انتخاب است.

شجاعت رها کردن آنچه سال‌ها محترم شمرده شده است.

در لایه عرفانی، غم می‌تواند نشانه دوری از حقیقت باشد. جهانی که انسان را در این دوری نگه دارد، ارزشی ندارد.

دلق در این سطح ، نماد توقف در صورت عبادت است.

اگر این صورت مانع حال شود، باید کنار گذاشته شود.

مِی ؛ نماد لحظه اتصال و حضور است.

آن حال، از هزار نشانه رسمی ارزشمندتر است.

عارف به آنچه واسطه می‌شود، دل نمی‌بندد.

او مستقیم حقیقت را می‌جوید.

این بیت دعوت به عبور از حجاب‌هاست.

چه حجاب دنیا و چه حجاب تقدس .

پ.ن ۱ : اینها فقط معنی و تفسیر یک بیت از این غزل است ...

باشد که حتی دمی ...غمی نباشد
باشد که حتی دمی ...غمی نباشد

پ.ن ۲ : حافظ هیچ گناهی را سنگین‌تر از مردم‌فریبی و ریاکاری نمی‌دانست و همواره به اهل تظاهر در اشعارش می‌تاخت. مکتب حافظ رندی است و رند و رندی اساسی‌ترین اصطلاح در شعر و جهان‌بینی حافظ است؛ از این‌رو، شناخت رندیْ شناخت جهان‌بینی و اندیشه و هنر حافظ را نتیجه می‌دهد. رندی، در نگاه حافظ، نظامی روشنفکرانه و فلسفی است؛ و رند متفکّرِ روشنفکر. بیش از هر شخصیت دیگری که در دیوان دیده می‌شود رند است که حامل پیام حافظ است.

 او عناصر جهان‌بینی رندانه‌اش را وامدارِ فردوسی ،خیام، سنایی، عراقی، عطار و مولوی است. به‌گزارش خرمشاهی، حافظ از ۲۵ شاعر اثر پذیرفته است.

مجمع عمومی بیست و چهارمین اجلاس کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۸۷ م، به پیشنهاد ایران، سال ۱۳۶۷ ه‍.ش/۱۹۸۹ م برابر با ششصدمین سال درگذشت حافظ  را، سال بزرگداشت حافظ نام‌گذاری کرد. در این سال به دعوت کمیسیون ملی یونسکو در ایران، کنگرهٔ بین‌المللی بزرگداشت حافظ در شیراز برگزار شد.

تا درودی دیگر بدرود 🌷🥰

 

غمسود زیان
۱
۰
Marsh swan 🌄
Marsh swan 🌄
مُرداب ، نه یک انتخاب ،که ترجیحی ست آرام ؛ در عبور از هیاهو و شتابزدگی‌ ؛تا یافتنِ آرامشی نهفته در خاموشی ✔
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید