ویرگول
ورودثبت نام
الهه تاریکی
الهه تاریکی
الهه تاریکی
الهه تاریکی
خواندن ۱ دقیقه·۲۱ روز پیش

نوشته یک قاتل

یه روزی میکشمش

داغش رو به دلشون میذارم، شاید گناهی نکرده باشه ولی کاری میکنم از این لذت کوچولوشون توبه کنن

کاری میکنم به خاطر کار هایی که تو بچگی باهام کردن بزرگترین توبه عمرشون رو بکنند به خاطر کار هایی که باهام کردن به پام بی فتن و هر لحظه پشیمون باشن

نمی‌ذارم یه آب خوش از گلوشون پایین بره

باید بابت تک تک کار هاشون به پام بیوفتن و التماس کنن نمی‌ذارم

نمی‌ذارم

نمیذارررررم

تا نذارم

تا داغی که رو دلم گذاشتن و رو دلشون نذارم

تا جوری که من رو زجر دادن و کشتن، زجرکششون نکنم آروم نمیشم

روحم رو به نابودی کشوندن ولی قرار نیست من به روحش راضی بشم

من کل وجودش رو می‌خوام و فقط وقتی اون رو ازشون گرفتم می‌تونم با آرامش رهاشون کنم :)

00:00

04/12/21

بعد از...
بعد از...

قتلقاتل
۱
۵
الهه تاریکی
الهه تاریکی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید