MooD·۳ روز پیشهمه قاتلیم گاهی اوقات وقتی بیکارم چیزای جالبی به ذهنم میرسه یکیش اینه ما انسانها قتل رو صلب توانایی حیات از موجودات دیگر معنا میکنیم حیاتی که از نظر…
Count bennet·۷ روز پیشقاتل استپنیدر هوای مه آلود و چرکین قرن نوزدهم ،سال 1850 جایی در شرق لندن شب های خونین استپنی،کابوس مردم شدمردم وحشت زده درها و پنجره های فکستنی شان ر…
نویسنده:حسین نجفعلی بیگی·۱۰ روز پیشاز شاه-کاهن تا قتل سلطان: بازخوانی یک ضرورت کیهانی در آیین و اسطورهاندیشهی «شاه-کاهن» و پدیدهی «قتل سلطان» یکی از برجستهترین و در عین حال پیچیدهترین مفاهیم در تاریخ ادیان، اسطورهشناسی و فلسفه دین است ک…
رویا سادات حسنی·۲۴ روز پیشپلاک بی نام | خلاصه داستان«روشا» افسرِ ادارهی آگاهی است؛ دقیق، کمحرف و مشهور به اینکه در بازجوییها مدرکی پیدا کند...
هانیل·۲۵ روز پیشخلأ<<مشکل این نبود که آدم کشتم، مشکل این بود که چیزی حس نکردم.>>هیچ کس از او در محله هراسی نداشت.
اتفاق·۱ ماه پیشداستان جنایی: قاتل مبتدی فصل سومخیلی خب سلام دوستان فصل سوم رو سریع نوشتم امیدوارم خوشتون بیادفصل سومصبح بود با اینکه خیلی وقت بود از خواب بیدار شده بودم ولی هنوز تو تختم…
نقابدارِ واژهها·۱ ماه پیش«محبوب آنوبیس»گندم های طلایی در افتاب میرقصیدند...فصل برداشت بود...آنوبیس از بالا به مردم نگاه میکرد...و مردم را مانند گندم میدید؛آنهارا خوشه چینی میکرد!…
Mosi·۱ ماه پیشخاطراتت را به قتل برسانخاطره، اين جسد گرم زمان است؛ چيزي كه ميپنداريم زنده مانده، اما در حقيقت فقط ديرتر از ديگر چيزها ميميرد. ما آن را در اتاقهای تاريك ذهن نگه…
reyhane sadeghpour·۱ ماه پیشقتل در قطار نیمه شب 🚂ساعت یک بامداد بود.قطار سریعالسیر لندن به ادینبورو در میان برف سنگین متوقف شده بود.هرکول پوآرو در کوپه درجه یک خود خواب بود که ناگهان صدای…