ویرگول
ورودثبت نام
sadegh hosseini
sadegh hosseiniدرباره کار و مهلرت هام اینجا خواهم نوشت و گاهی از چیزهای دیگر
sadegh hosseini
sadegh hosseini
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

نه به شعر، نه به فلسفه

من عاشق شعرم، از خواندنش لذت می برم، عاشق فلسفه نیز هستم. ولی چند سال قبل من شعر می نوشتم، نه اینکه روزی شروع کرده باشم به آموختن وزن و قافیه و... و اصولی که تا الان هم بلد نیستم. من نشستم و احساسم رو بالا آوردم و آن تهوع های احساسی را شعر ناميدم. زیبا بودند و دردناک! کسی اما درد را نمی دید. همه دنبال این بودند که چرا من از این استعدادم استفاده نمی کنم و اینکه چرا اصلا اشعارم را چاپ نمی کنم. دو سال قبل تمام نوشته هایم رو نابود کردم، هر آنچه من بودم، کلی نوشته فلسفی و کلی شعر که نمی دانستم چگونه گفته شده بودند. من فلسفه باف خوبی هم بودم. چنان با آب و تاب می نوشتم که لقب فیلسوف احساسی رو به من داده بودند. ولی از فلسفه و از آن که انسان بیش تر از آنکه چرخ دنده بچرخد به چیستی چرخ دنده و معنای حرکت فکر کند! متنفر بودم. دنیای من بود! دنیایی که می توانست مرهم رنج ها و دردهایم باشد ولی دیگر دوست نداشتم از این افیون بچشم، درد واقعی و تجربی می خواستم.

نمی دانم چرا هنوز عاشق شعرم و همینطور عاشق فلسفه‌! در حالی که سرودن و فلسفه یافتن بیزارم.شاید یادم رفته شعرها بر چه ستون های دردی بنا می شوند و همینطور فلسفه به کار زندگی نمی آید.شاید یادم رفته انسان و زندگی زشت تر از این حرف ها هستند که با لباس احساس و فلسفه بزک شوند.

شعر
۱۴
۰
sadegh hosseini
sadegh hosseini
درباره کار و مهلرت هام اینجا خواهم نوشت و گاهی از چیزهای دیگر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید