به تو نگاه میکنم و عشق برای من معنی میشود
مهربانی های بی شائبه ی تو گویی دست خداوند برسرمن است
جهان من جانی دوباره گرفتهاست به وقت بودنت
گویی ابر مصیبت و ادبار رخت چرکینش را به کلی از زندگی ام زدوده و بهار شور و نشاط را در پاییز بی رمقی ها بر تارو پود زندگی ام پوشانده
به راستی تو که بودی که این چنین دنیایم را پاک کردی از ددی و بدی و شور بختی و التیام شده ای بر قلب خسته ی من
گاهی باخود میگویم که تو یک خواب کوتاهی اما بازهم ادامه می دهم تورا هروزو هرروز و همیشه
هرروز که در آینه نقش لبخند بر لبانم کی آوری و روزهایم را باعطر حضورت مزین میکنی
شبانگاه که درکنارمن التیام و ارامبخش خاطر آزرده ام می شوی و روزهای سختی که درکنارتو تماما زیباو زیباو زیباتر میشوند
به راستی که قبل تو انگار من نبوده و اکنون من با تمام خستگی هایم نفسی تازه گرفته ام
ازتو ممنونم به پاس همیشه بودنت
دوستدار همیشگی تو عزیزدل انگیز