ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه ملائی
فاطمه ملائینویسنده، داستان نویس، علاقمند به مقاله نویسی و نامه نگاری. اگر دوست داشتید مقاله هایم را بخوانید و اگر توانستید برایم نامه بنویسید.
فاطمه ملائی
فاطمه ملائی
خواندن ۷ دقیقه·۱۳ ساعت پیش

چگونه بعد از زایمان به روال سابق زندگی برگردیم؟

"چگونه بعد از زایمان به روال سابق زندگی بازگردیم؟"

می توانم شرط ببندم این سوال را همه ی مادرانی که تازه زایمان کرده اند، حداقل یک بار از خود یا دیگران پرسیده اند و چندین بار آن را در گوگل جستجو کرده اند!
امیدوارم این بار بعد از جستجو با این مقاله مواجه شوید تا جواب سوالتان را در همین پاراگراف اول بدهم. اگر هنوز این سوال ذهنتان را به خود مشغول کرده که چگونه می توانید بعد از زایمان و با وجود یک نفر که بیست و چهارساعته به شما نیاز دارد، به روال سابق(یعنی به زندگی قبل از او) برگردید؟
باید با صراحت اعلام کنم که شما هرگز نمی توانید این کار را انجام دهید.
می دانم که به همین زودی ناامید شدید. به نظر من بهتر است با یک حقیقت تلخ ناراحت و ناامید شوید اما با یک دروغ شیرین دلخوش و امیدوار نمانید.


من شما را درک می کنم شاید ته دلتان می خواهید مثل کبک سر زیر برف کنید و به یک سراب دل خوش کنید اما مطمئن باشید آخرش پشیمان می شوید چرا که این روزها شما به اندازه کافی شکننده و آسیب دیده هستید، دیگر کس حق ندارد به شما آسیب بزند از جمله خودتان!
اگر ناراحت شدید و می خواهید همین حالا از صفحه خارج شوید و دنبال مقاله بهتری بگردید که ادعا می کند شما می توانید مثل قبل به کلاس یوگا بروید و بعد از شام بیست دقیقه مطالعه کنید، بهتان حق می دهم و نمی خواهم جلو شما را بگیرم چون هنوز ته دلم امیدوارم کاش واقعا می توانستید!
اما چرا به جای برگشتن به راه و روال سابق راه دیگری را انتخاب نمی کنید؟چرا تلاش نمی کنید برای وضعیت جدید برنامه هایتان را بروزرسانی کنید؟
اگر هنوز اینجا هستید می خواهم یک شانس به خودتان بدهید. حداقل یک بار امتحانش کنید. چرا که نه؟ چه چیزی را از دست‌ می دهید اگر فقط یک بار به توصیه یک مادر عمل کنید که او هم دقیقا شرایط شما را دارد و همین حالا از خستگی و بی خوابی شبانه دستانش در حال لرزیدن است و از ترس بیدار شدن یک موجود دوست داشتنی و کوچک، زیر پتو رفته تا نور صفحه یادداشت گوشی آن فرشته را بیدار نکند.

اولین قدم برای بروز رسانی برنامه ها در وضعیت جدید:دست از سر گذشته بردارید.

اینقدر به روزهای قبل از زایمان و قبل از بارداری فکر نکنید. می دانم خیلی سخت است. حق دارید که بخواهید به خود واقعی‌تان برگردید و جویای آزادی و شرایط مطلوبتان باشید. شما تا همینجا هم فوق العاده عمل کردید چون به جای دست روی دست گذاشتن و زانوی غم بغل گرفتن، مشغول خواندن یک مقاله برای بهتر کردن اوضاع هستید.
به شما تبریک می گویم. این یک قدم بزرگ برای بروزرسانی برنامه ها در وضعیت جدید است.
با این که امکان بازگشت به شرایط قبل وجود ندارد و فکر کردن به آن زمان دردی را دوا نمی کند و افسوس خوردن برای زمانی که گذشت بی فایده است اما هنوز هم می توانید اوضاع را طوری درست کنید که همه چیز به نفع شما تمام شود اگر می پرسید چگونه باید بگویم هیچ چیز قرار نیست آسان باشد. همین که باید از همین اول کار دست از سر گذشته بردارید، به خودی خود دشوار است اما می توانم بهتان قول بدهم که این روش جواب می دهد.
وقتی گذشته را رها کنید. قاعدتا دیگر هر لحظه شرایط پیچیده و دشوار و بی خوابی های این روزهایتان را با گذشته که با خیال راحت تا 3نیمه شب به تماشای فیلم می نشستید و فردایش تا لنگ ظهر می خوابیدید، مقایسه نخواهید کرد و از این رو کمتر احساس شکست و افسردگی خواهید کرد.
شما باید یک بار برای همیشه با چشمان باز حقیقت را ببینید که دیگر آن زن 9ماه پیش نیستید.
شما یک نقش جدید و بسیار مهم و حیاتی بر عهده دارید. شما به تازگی مادر شده اید و همین مسئولیت هایتان را بسیار مهم و سنگین تر کرده و خودتان بیشتر از هر کس دیگری می خواهید از عهده مسئولیت جدید به بهترین نحو ممکن برآیید.
پس با گذشته خداحافظی کنید.

دومین قدم برای بروز رسانی برنامه ها در وضعیت جدید: بدون نگرانی نقش جدیدتان را بپذیرید.

دیگر وقتش شده نقش جدیدتان به عنوان مادر بودن را بپذیرید. می دانم که سراسر وجودتان را ترس و اضطراب از بی تجربگی و واهمه از قضاوت شدن، فرار گرفته و با کوچک ترین اشتباه احساس گناه می کنید. این طبیعی ترین شکل ممکن برای ورود به دنیای مادرانگی ست. همه ی مادرهای دنیا این مسیر را طی کرده اند. همه این شروع سخت و عذاب آور را پشت سر گذاشته اند و هیچ کدام از ابتدا کامل و بی عیب و نقص عمل نکرده اند.
پس آرام باشید و خودتان را برای اشتباهات کوچک ببخشید و تلاش کنید برای کودکتان بهترین مادر جهان باشید، همین کافیست. مطمئن باشید.

سومین قدم برای بروز رسانی برنامه ها در وضعیت جدید: این فکر که دیگر هیچ کاری نمی توانید انجام دهید فقط یک باور غلط است.

می دانم که حداقل یک بار پیش خودتان اعتراف کرده اید که با وجود بچه دیگر هیچ کاری نمی توانید انجام دهید و هرگز نخواهید توانست مثل قبل برنامه ریزی کنید و به کارهای شخصی و مورد علاقه تان برسید و احتمالا باید آرزوهایتان را هم کنار بگذارید چون هیچ وقت نمی توانید به کلاس پیانو بروید یا زبان انگلیسی یاد بگیرید و قطعا باید با هفته ای سه بار به باشگاه رفتن و رسیدن به اندام دلخواهتان هم، خداحافظی کنید!
اما خبر خوش این که همه ی این ها فقط ذهنیات شماست. بله قبول دارم که کارتان سخت است و شاید تا چند وقت یا حتی چند سال نتوانید درست و منظم به کلاس یا باشگاه بروید اما می شود طوری برنامه ریزی کرد که نه سیخ بسوزد نه کباب.
به نظر من قدم به قدم پیش بروید. مثلاً برای ورزش کردن لازم نیست حتما به باشگاه بروید. می دانم که ورزش کردن در باشگاه کمک می کند روحیه ی ورزش کردن مداوم داشته باشید و از لحاظ کیفیت و کارایی هم پرچم دار است اما برای شما که به تازگی مادر شده اید و زندگیتان رسماً یک شبه به یک آشفته بازار تبدیل شده، پیشنهاد می کنم در حیاط خانه یا جلو پنجره چند حرکت کوتاه در حد 5تا15دقیقه انجام دهید. حتی اگر برایتان مقدور است به یک اتاق بروید و در را ببندید و در این پانزده دقیقه کمی با خودتان خلوت کنید، یوگا کار کنید یا فقط چشمانتان را ببندید و نفس عمیق بکشید.
مهم نیست در روز چند دقیقه ورزش می کنید، تنها چیزی که اهمیت دارد این است که شما تسلیم شرایط سخت این روزهایتان نشده اید و با وجود تمام مشکلات پیش رو باز هم ورزش می کنید حتی اگر شده فقط چند دقیقه.

سخن پایانی:
قدم به قدم برای بروز رسانی برنامه ها در وضعیت جدید.

یک بار دیگر پیشنهاد می کنم قدم به قدم پیش بروید. اصلا لازم نیست عجله کنید. هیچ اشکالی ندارد اگر حالتان خوب نیست و خانه تان بهم ریخته است. شما مقصر نیستید. عیبی ندارد اگر نهار تان ساعت 5عصر آماده می شود و کمی سوخته و دیگر نمی رسید برای شام چیزی درست کنید و لباس های نشسته آن قدر زیاد است که تقریبا دیگر چیزی برای پوشیدن ندارید.
سخت نگیرید.
شما تنها مادری نیستید که چیزی قریب یک هفته به حمام نرفته و موهایش را شانه نزده است!
همه ی این بی نظمی ها و آشفتگی ها برای این است که یک عضو جدید به خانه تان اضافه شده است. مثل این است که بخواهی به قابلمه ای که پر از آب است یک پیمانه دیگر آب اضافه کنی. خب معلوم است که سرریز می شود. هیچ اشکالی هم ندارد. به هر حال همیشه می توان گاز را بعد از آشپزی تمیز کرد.
پس به خودتان سخت نگیرید.
مادر شدن پروسه سخت و عجیبی ست و پر از فراز و نشیب و آزمون و خطاست. دقیقا مثل یادگرفتن آشپزی.
در این آزمون سخت از کمک خواستن هراسی نداشته باشید. هر وقت که خواستید، هر چه قدر که خواستید. یک آشپز خوب یکه تاز نیست. ادعای همه چیز دان بودن ندارد. استاد خوب دارد. هزاران کتاب و مستند و فیلم درباره حرفه اش تماشا می کند و همیشه در پی بیشتر یادگرفتن است و از هر کسی که بتواند خوب آشپزی کردن یاد می گیرد و برایش فرقی نمی کند آن آشپز ماهر سرآشپز یک رستوران پنج ستاره در ایتالیا باشد یا پیرزنی اهل مونرویا در لیبریه که از شدت فقر در آن سیستم حمل و نقل عمومی تقریبا وجود ندارد و ساکنان باید مسافت های طولانی را پیاده طی کنند!
نویسنده فاطمه ملائی
پینوشت: اگر دوست داشتید بیشتر با هم گفتگو کنیم برایم نامه بنویسید. من عاشق نامه نگاری هستم ومطمئنم اگر در جهانی دیگر به دنیا می آمدم حتما پستچی می شدم یا صندوق پست یا شاید هم یکپاکتانامه!

افسردگیفرزندپروریمادرمشاوره
۲
۰
فاطمه ملائی
فاطمه ملائی
نویسنده، داستان نویس، علاقمند به مقاله نویسی و نامه نگاری. اگر دوست داشتید مقاله هایم را بخوانید و اگر توانستید برایم نامه بنویسید.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید