«چون چنگ زنم تاری، در زلف دلارامی/
تا نغمه سراید باز، آن مرغ سحر خوانی/
در زلف سیه تارش، آشفته برقص آیم/
آواز دهم هر دم، زین دایره چون نایی/
ای ماه رخ امشب را، شمع شب تارم باش/
تا می خورم از رویت در ساغر مینایی»
میم.ناصری