ویرگول
ورودثبت نام
آذردخت حمیدی
آذردخت حمیدینویسنده و منتقد ادبی
آذردخت حمیدی
آذردخت حمیدی
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

سار

از وقتی یکدانه هم خانه خریدم و خبرش همه جا پیچید ،چشمزخم های مکرری خوردم . هزار بار دکتر رفتم . فقط دوبار تخم طیور (مرغ) شیکاندم . یکی اش به اسم ننه ی جادوگر عروسمان درآمد .چشم هایش کور ، تخم مرغ بیچاره پارررتی صدا کرد و تَرکید .

یکی اش هم به اسم یک بنده خدایی دیگر .

اُوفتادم چنانِ انگار درختی رو پر از سار کشیدنی که افتاده باشد وخودش و سارها هم ندانند که چه شده است؟

بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ می گویند .

یعنیا ، یعنی یک سار پریدی که تریلر از رویش رد شده باشد .

پدرسگگگگگ . کیه نصفه شبی داره زنگ خونه ی بابام اینارو از جاش درمیاره . تمرکزم بهم خورد 😖

بابام چرا بعد از ده دیقه خوش بادمجونو با ملچ مولوچ خوردن ، رو به مامانم میگه بادمجوناش شیرین بود 😪

خدا کنه همسرم زود بیاد بربم .

🪡ماحصل واژه دانگردی ام برای واژه ی " سار " ؛

خلقند شرم سار ز فریاد من که من

فریاد می‌کنم که مرا شرم سار کرد

خاقانی | دیوان اشعار | قصاید | شماره ۳۹ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاه اخستان

🤼🏼‍♂️🤼🏿🤼🏿‍♀️🤾🤼🏿‍♀️🤼‍♀️🤾🏾‍♀️کانال تلگرام و بله ام در همه جا آذردُخت نام دارد . پخی نیست دُمبالش نگردید .

💩 به ویرگول من بیاید .

آن هم آذردخت نام دارد .

مرسی عَه .

تخم مرغ
۲
۰
آذردخت حمیدی
آذردخت حمیدی
نویسنده و منتقد ادبی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید