ویرگول
ورودثبت نام
𝓐𝓵𝓪𝓷𝓭
𝓐𝓵𝓪𝓷𝓭همان هیچکسم ...
𝓐𝓵𝓪𝓷𝓭
𝓐𝓵𝓪𝓷𝓭
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

واجبه حتمن عنوان باشه ؟...

چرا اینقد خجالتی شد ؟ : )
چرا اینقد خجالتی شد ؟ : )

حس میکنم هر عروسکی که میسازم به این امید انگار قراره بیاد که کسی بهش توجه کنه ...بعد ساختشون حس میکنم انگار زنده ان مثلن همین انگار از من خجالت میکشه ،...قبل اینکه اینو بسازم نقشش اومده بود تو ذهنم البته شبیه ش نشد ولی خلاصه ش این شد،.. چیزی که در نهایت به وجود اومد این بود، نه اون چیزی که توی ذهنم بود ...در افکارم داشتم همچنان به خدا فکر میکردم که خلقت انسان رو چجور انجام داد آیا آدم شبیه اون چیزی بود که توی ذهنش بود؟ ودر آخر همونی بود که میخواست ؟...یا داشتم فکر میکردم چرا بعضیا وقتی متولد میشن از نظر جسمی یا روحی مشکل دارن مثلن یکی فلج به دنیا میاد یا یکی نابینا یا چرا یکی دیوونه به دنیا میاد من وقتاییکه عروسکی رو درست میکنم وسطاش اعصابم نمیکشه برای یکیش هفته ها طول میکشه حتی چشم بزارم یا ممکنه دست وپا نذارم یبار خواب دیدم رعدو برق بارونه ووسط هال اون عروسکی که براش دوهفته بود چشم نذاشته بودم اومده بود تو خوابم جیغ میزد چرا چشامو درست نمیکنی خلاصه با وحشت زیاد از خواب پریدم واولین کاری که ساعت ۷ صبح انجام دادم درست کردن چشمهای اون بود : )...شاید واسه خدا هم اینجوریه حس میکنم خدا هم وسطای به وجود اومدنشون اعصابش نکشیده : ) که ادامه ش بده قشنگ درستشون کنه امیدوارم کفر نباشه ولی خیلی وقته سوالمه ...البته قوربون حکمت خدا برم به یکی پا نداد اما مغز قویتری داد ...

خدا سوالمو میشه جواب بدی آیا تصورت از آدم این بود ؟...

آدمدنیاعروسک
۳۴
۱۵
𝓐𝓵𝓪𝓷𝓭
𝓐𝓵𝓪𝓷𝓭
همان هیچکسم ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید