به دنیای هوش مصنوعی و دنیای انرژی هستهای و دنیاهای دیگر، دنیای کریدورها را هم بیفزایید.
کریدور چیست و چرا جدیداً مطرح میشود؟
کریدور مسیری سازمانیافته برای جابهجایی کالا، انرژی، سرمایه و حتی داده میان مناطق مختلف جهان است. این مسیر میتواند زمینی، دریایی یا ترکیبی از چند شیوه حملونقل باشد و معمولاً با زیرساختهایی مانند راهآهن، بنادر، جادهها، خطوط لوله و... پشتیبانی میشود.
اما کریدور صرفاً یک مسیر جابجایی نیست و به نوعی در دنیای امروز، کریدورها به ابزار قدرت تبدیل شدهاند. کشوری که در یک کریدور نقش محوری دارد، از منافع اقتصادی آن بهرهمند میشود و در معادلات سیاسی هم دست بالاتری پیدا میکند. تجربه تحریمها، جنگها و کشمکشهای سیاسی، نشان داده که گاهی کنترل مسیرها از کنترل منابع هم مهمتر است. به همین دلیل، کریدورها به یکی از کانونهای اصلی رقابت کشورها در قرن جدید بدل شدهاند.
رقابت بر سر مسیرها
در سطح جهانی، چند کریدور نقش تعیینکننده دارند. کریدور شرق–غرب که در قالب ابتکار «کمربند و جاده» چین است و هدفش اتصال آسیای شرقی به اروپاست. کریدور شمال–جنوب، هند را از طریق ایران به روسیه و اروپا متصل میکند و جایگزین کوتاهتر و کمهزینهترِ مسیرهای دریایی است.
البته کریدورهای دریایی مانند کانال سوئز و تنگههای بابالمندب و هرمز، و کریدورهای انرژی شامل خطوط انتقال نفت و گاز، همچنان نقش مهمی در اقتصاد جهانی دارند. بسیاری از مسائل سیاسی و امنیتی و اقتصادی جهان، در رابطه با همین کریدورها تعریف میشوند.
کشور ما در نقطه ثقل کریدوری جهان
به طور کلی غرب آسیا در چهارراه اتصال سه قاره آسیا و اروپا و آفریقا قرار گرفته، همزمان هم یکی از مراکز تولید و انتقال انرژی جهان است. تقریباً هیچ کریدور مهمی را نمیتوان تصور کرد که یا از این منطقه عبور نکند یا در تلاش نباشد آن را دور بزند!
ایران هم در قلبِ خاور میانه است. کشور ما تنها کشوری است که همزمان به آبهای آزاد جنوبی، دریای خزر و چندین حوزه مهم جغرافیایی دیگر، متصل است. این موقعیت، ایران را به کشوری تبدیل کرده که میتواند محور اتصال شرق–غرب و شمال–جنوب باشد؛ در صورت بالفعل شدن این ظرفیت، دست ایران در کشمکشهای سیاسی و و توسعه اقتصادی پر میشود.
بیشترین ظرفیت، کمترین پیشرفت
با وجود موقعیت بینظیر کشورمان، وضعیت کریدورها در ایران هنوز با آنچه که باید باشد فاصله زیادی دارد؛ کریدور شمال–جنوب به علت ناتمام ماندن برخی خطوط ریلی و تملک اراضی در مسیر کریدور، بهطور کامل فعال نشده است.
در کریدور شرق–غرب هم ایران بخشی از مسیر را در اختیار دارد، اما رقابت کریدورهای جایگزین و کندی پیشرفت، باعث شده نقش ایران در این مسیر، کمرنگتر از حد انتظار باشد. بنادر مهمی چون چابهار با وجود اهمیت ترانزیتی بالا، هنوز به سطحی از بهرهبرداری نرسیدهاند که جایگاه ایران را در ترانزیت منطقه تثبیت کنند. این تعللها به نظر میرسد بیش از هر چیزی به علت نگاه کوتاهمدت و نبود شناخت عمیق از مفهوم و تاثیر کریدور باشد.
هاب ترانزیت میشویم یا دورمان خواهند زد
چشمانداز آینده کریدورهای ایران را میتوان دوگانه دانست. رقابت جهانی بر سر مسیرها شدت گرفته و هر تأخیر، سهم ایران را کاهش میدهد. از سوی دیگر، حضور ایران در نقطه ثقل ترانزیتی اوراسیا و نیاز بازارهای جدید به مسیرهای امن و کوتاه، همچنان به کشورمان فرصت بازگشت به صحنه را میدهد.
آینده کریدورهای ایران به این وابسته است که آیا کشور میتواند مسئله کریدورها را بهعنوان مسئلهای راهبردی در سطح ملی ببیند یا نه. اگر این نگاه شکل بگیرد، کریدورها میتوانند از یک ظرفیت معطلمانده، به یکی از مهمترین برگهای قدرت ایران در نظم جدید جهانی تبدیل شوند.